جایی خواندم موها تاریخچهی بدن آدم هستند. خانمی را فرض کنید كه شش ماه است موهایش را كوتاه نكرده؛ از روی یك تار موی این خانم میشود فهمید پنجماه پیش، پنجشنبه ساعت شش و نیم صبح چه صبحانهای خورده است. راست و دروغش را نمیدانم ولی مطمئنا وبلاگها چنین خاصیتی دارند. وبلاگها تاریخچهی شخصیتی وبلاگنویسها هستند.اگر میخواهید در مورد دفعات بروز یأس فلسفی یک وبلاگنویس آمار دقیقی به دست بیاورید، یا اینکه از چگونگی دچار شدن یک وبلاگنویس به عشقی سوزان مطلع شوید و یا حتی علاقهمندید بدانید آقای وبلاگنویس کدام نیمهی لیوان را نگاه میکند و خیلی اطلاعات دیگر، کافی است چند ساعتی وبلاگ آقا یا خانم وبلاگنویس را بالا و پایین کنید.
همیشه به این فکر میکنم که اگر آن یک دانه سیب بر سر آقای نیوتن فرو نمیافتاد چه به روز تاریخ بشریت میآمد! سیبهای زیادی بودند که بر سر آدمهای زیادی خوردند و بر مسیر تاریخ بشریت تاثیر گذاشتند. خیلی از این سیبها را میتوانیم در یادداشتهای اول وبلاگها پیدا کنیم.
این هم یک سبد سیب. بفرمایید!
آقای فرجامی یکی از زیباترین شروعهای وبلاگی را نوشته است - دستکم از میان آنهایی که من خواندم-. در یادداشتی خیلی ساده، گذشتهی خودش را گفته، وضعیت کنونیاش را نوشته و گفته که چرا در این وبلاگ مینویسد. وبلاگهای زیادی هستند که با این روش، نوشتن در وبلاگ خودشان را شروع کردهاند. وبلاگهای آب و آتش و حاجی واشنگتن و مازیار ناظمی از این دست وبلاگها هستند.
بعضی یادداشتهای اول، هیچ اشارهی مستقیمی به موضوع وبلاگشان یا ذهنیاتشان یا هیچ چیز دیگری نکردهاند و با چند کلمهی ساده همه چیز را گفتهاند؛ دقیقا مثل وبلاگِ نامههای سوشیانت هزارم؛ و دقیقا بر عکس وبلاگ وب 2
سیب وبلاگ دنیای سه خواهر از آن سیبهایی است که همین طوری و بدون هیچ مقدمهای میآید و راست میخورد بر سر نویسندهاش. دنیای سه خواهر بعد از یک حادثهی ناگوار وبلاگ شد.
سیب وبلاگ دیبدمینی هم از همان سیبهای خانوادهی دنیای سه خواهر است!
خیلی از وبلاگنویسها در یادداشت اولشان وجه تسمیهی وبلاگشان را میگویند؛ یک نمونهاش همین چای نبات: میدانم نوشتن برایم خوب است درست مثل چای نبات. هر چند...
سیب وبلاگ پرطرفدار یک دختر ترشیده را میتوان در این یک جمله پیدا کرد. «باید از حالا در موردش حرف بزنم تا راحتتر با آن کنار بیایم»
من از وبلاگهایی که با صداقت کار خودشان را شروع کردهاند خوشم میآید. زیتون و میرزا قلیخان راپورتچی و من او سه نمونه از این وبلاگها هستند.
لمن یسطرون تهانی
دوستم میگفت: «درز جیب زمان پاره شد و تو از عصر نوسنگی افتادی توی دامن دنیای مدرن» این اولین جملهی اولین یادداشت وبلاگ تهانی است.
در اینجا و اینجا میتوانید بفهمید اولین سیبهایی که به سر ایرانیها خورد و وبلاگنویسشان کرد چه شکلی بودهاند.
و سیب گلاب این یادداشت هم دعای افتتاح وبلاگی از الپر خدا بیامرز
اللهم اجعل وبلاگي في رغبة اليك و خدمة لديك و استقم قدمي و قلمي في سبيلك و لا تؤآفنا سِروِرِنا و لا تؤاخذنا بما كتبنا في وبلاگنا لان هذا قسمة من خطايانا فاانظر فيها بعفوك و رحمتك و انت ارحم الراحمين. اللهم ان هذه وبلاگي كتبتها لا لحاجة الي لينكها و لا هيتها، و لا رغبة الي كتابتها الا ان تفرح قلوب بعض عبادك و ذكر اوامرك و تبشير الي سبيلك و تحذير من غيرك. فكن لوبلاگي ناصرا و لسروره حاضرا و لاعدائه عدوا و في توصيفه غلوا. فا الحمد لك ان هدیتنا لهذا و ما كنا لنهتدي لولا ان هدایتنا انت.
اللهم هذا وبلاگي و قطعة من حياتي، فاستقمني فيها حتي مماتي. آمین آمین.
اللهم هذا وبلاگي و قطعة من حياتي، فاستقمني فيها حتي مماتي. آمین آمین.

4 نظر
نظرات