مثل همیشه داشتم ریدرم را میخواندم که با این خبر فیلم فتنه مواجه شدم؛ خبر ساخته شدن فیلمی علیه اسلام که سازندهاش، خیرت ویلدرس ادعا کرده بود در آن چهره اسلام را به نمایش در آروده است. خیلی کنجکاو شدم که چطور یک فیلم 15 دقیقهای توانسته چهره اسلام را نشان دهد.
بالاخره موفق شدم فیلم را ببینم. در ظاهر چیز خاصی نداشت و همان ادعاهای و حرفهای تکراری بود اما دیالوگهای فیلم بدترین توهینها را داشت. البته مشخص بود که فیلم از روی عناد و کینه درست شده بود مثل کسانی که میخواهند از کسی آتو بگیرند مثل روزنامهها که یک جمله از سخنرانی و حرف کسی را بر میدارند و تیتر میکنند. منتها فرقش این بود که در روزنامه مجبورند کل سخنان را بیاورند اما اینجا فقط آیهای از آیات متوالی و مرتبط به هم را آورده بودند و ترجمه کرده بودند؛ آن هم به اشتباه.
فیلم بیارزش فتنه که هیچ ارزش و اعتباری نداشت به خاطر جنجالهای خارج آن بسیار صدا کرده بود و گرنه فیلمهایی از این بدتر هم ساخته بودند و ساختهاند که صدایش هم در نیامده. شاید به خاطر ارزش نداشتن و غیر مستدل بودن و این که صرفا بیان توهمات یک فرد بود، هیچ کدام از تلویزیونها قبول نکرده بودند آن را پخش کنند؛ نه به خاطر مسلمانان و...
هر توهینی که میشود هر کسی سعی میکند به گونهای اعتراض خود را نشان دهد، یکی بیانیه صادر میکند، یکی راهپیمایی میکند و... . خواستم ببینم وبلاگنویسها چهطور اعتراض خود را نشان میدهند. به جان وبلاگستان افتادم و گوشه و کنارش را زیر و رو کردم. خیلی کم بود؛ شاید تک و توک آدمهایی بودند که به این مسئله پرداخته بودند و فیلم را فقط مورد نقد و بررسی قرار داده بودند. فکر کردم نمیشود، باید به فکر یک حرکت بود؛ یک حرکت وبلاگی که تمام وبلاگنویسان را وارد کند.
اصلا فیلم ارزش نقد نداشت چون فیلمی که بر اساس توهین ساخته شود انتظار جواب در آن نیست پس کلا در مورد فیلم باید بیخیال میشدم، باید به یک جریان بزرگتر فکر میکردم. همینطور که بین وبلاگها چرخ میزدم به اعتراض زیبای آقای حسین نوری، جانباز عزیز برخورد کردم که در مقابل کاریکاتورهای دانمارکی و توهین به حضرت محمد (ص) چهرهی زیبای مریم مقدس را جلوی سفارت دانمارک با دندان کشیده بود. (گزارش تصویری)
همیشه حرکتهای زیبای معصومین در مقابل نازیباییها و توهینهای دیگران در ذهنم بود؛ این شد که تصمیم گرفتم؛ بهترین حرکت، حرکتی است که بر اساس ادب و احترام باشد و چه بهتر از بیان فضایل مسیح و اینکه ما به او مانند پیامبر خود ارج مینهمیم و دوستش داریم و اینجا بود که طرح نامهای به مسیح در ذهنم شکل گرفت.
چون مسئله مهم بود و دوست نداشتم استقبال کمی از آن شود انرژی زیادی صرف این کار کردم. اول مقالهای تهیه کردم بر اساس فیلم فتنه و توهینهایی که در این فیلم بود تا دوستان وبلاگنویس قبل از نوشتن نامه به مسیح آن را بخوانند.
با اینکه انرژی زیادی صرف کردم ولی آنچه که میخواستم نشد. درست است که شاید الان خیلی از وبلاگنویسها - که شاید به نزدیک 200 نفر برسد - در این جنبش شرکت کردند ولی گاه و بیگاه کسانی بودند که از هدف ما اطلاع نداشتند و خواسته و ناخواسته جریان نوشتهها را عوض کردند.
از همان روز اول، تلفنها برای هماهنگی شروع شد. به دوستان وبلاگنویس زنگ میزدم و از آنها درخواست همکاری میکردم که همه آنها قبول میکردند و استقبال. روی تختهسفید اسامی تمام کسانی که با آنها تماس گرفته بودم و قرار بود تماس بگیرم را نوشتم که حدود 30 نفر میشد و تقریبا همه قول همکاری دادند.
قرار بود که همهی دعوتشدهها هماهنگ باشد که تکراری کسی را دعوت نکنند ولی این کار عملی نشد و هماهنگی لازم صورت نگرفت که هم زحمت ما بیشتر شد و هم یه مقدار مدیریت این جریان از بین رفت. از دعوتشدهها خیلیها بودند که به منبعی برای این جنبش و هدف جنبش و حتی مقالهای که برای روشن شدن مطلب آماده کرده بودم لینک نداده بودند و به همین علت خیلیها فقط میدانستند که دعوت شدهاند و باید بنویسند اما نمیدانستند چرا و برای چه و اصلا هدف چیست؛ هدف شکایت است؟ درد دل است؟ دلداری و یا...؟
طراحی قالب و لوگو و صحبت کردن برای ترجمهی متون برگزیده و جمعآوری همهی نوشتهها شاید مشکلترین کارها و اصل حرکت بود که خیلی از من و دوستان دیگری که کمکم میکردند انرژی گرفت. لوگو و قالب وبلاگ فارسی برای جمعآوری نوشتهها آماده شد و کمکم شروع کردیم به جمعآوری نوشتهها و در این وسط شاید نوشتههایی هم بودند که از چشممان پنهان میماندند ولی سعی فراوان کردیم که هیچ نوشتهای را جا نندازیم.
وقتی که تقریبا تمام نوشتهها را وارد وبلاگ کردیم دوباره شروع کردیم به ردگیری دعوتشدهها و به وبلاگ همهی دعوتشدهها سر میزدیم تا نوشتهای را جا ننداخته باشیم. نوشتهها را تک به تک خواندیم البته دیگر خودم وقت نداشتم، برخی از این کارها را سپرده بودم به دوستان وبلاگی دیگر که زحمتشان را بکشند.
نوشتهها خوانده شد و انتخاب شد و برای ترجمهی عربی و انگلیسی به دیگر دوستان ارسال شد. البته این فقط یک شروع بود. همانطور که توهینها و بیعقلی انسانها پایانپذیر نیست، نوشتههای ما نیز به دیگر پیامبران الهی پایانپذیر نیست و شاید در آیندهای نزدیک بخواهیم حضرت موسی و قوم یهود را مورد خطاب قرار دهیم بابت این همه ظلم و ستم.

3 نظر
نظرات