وبلاگ چیست؟
«دنیای امروز دنیای ارتباطات است.» مقالههای زیادی هستند که با جمله قبل شروع شدهاند و به همین نتیجه هم منتهی میشوند. دنیایی که بعضی ارتباطاتش دایرهوار است و پس از طی مسافتی به همان نقطه شروع میرسیم و هنوز نمیدانیم کجای این جهانایم. وبلاگها که در دنیایی مجازی، حکم اشخاص در دنیای حقیقی را دارند، شاید خلق شدهاند تا ما بتوانیم جایگاهمان را در جهان پیدا کنیم.
اینترنت امكانات و ابزارهای متعددی را برای ارائهی خدمات وسرویسها در اختیار علاقهمندان قرار میدهد. یكی از ویژگیهای بسیار جذاب اینترنت ارائه سرویسها و خدماتی است كه شما را قادر میسازد با مخاطبان خود ارتباطی پویا و متقابل برقرار کنید و از نظرات آنها در رابطه با یك مطلب آگاه شوید. در این راستا هر یك از كاربران میتوانند دانش و تجارب خود را در اختیار دیگران قرار دهند و خود نیز به عنوان عضوی از یك جامعهی شبكهای مطرح گردند.
وبلاگ (Weblog) و یا بلاگ (Blog) نمونهای است در این زمینه كه با توجه به ماهیت اینترنت، ویژگی دو طرفهبودن وب و تنوع خواسته استفادهكنندگان، در كانون توجه علاقهمندان قرار گرفته است و ما امروزه شاهد رشد و گسترش چشمگیر آن هستیم. واژهی "بلاگ"، از جمله واژههایی است كه قدم در عرصه ادبیات جهانی اینترنت گذاشته است.
اولین وبلاگها در فاصله بین سالهای 1996 و 1997، سالهایی که از آن به عنوان "انفجار وب"، نام برده میشود ساخته شدند. محتوای وبلاگهای اولیه اغلب شامل مجموعهای از لینكها و توضیحاتی بود كه متناسب با علاقهی نویسنده، ایجاد میشد. سپس وبلاگنویسان، به ایجاد وبلاگهایی علاقهمند شدند كه در آن مطالبی را منتشر کنند که خود تمایل به خواندن آن در آینده داشتند (نظیر دفترچهی خاطرات شخصی). به این ترتیب، وبلاگها دارای شخصیتی خاص برای خود شدند كه این شخصیت را مستقیما از مؤلف خود بهارثمیبردند[1].
در ایران نیز وبلاگنویسی از سال 1380 متولد شد و با راهاندازی سایت پرشینبلاگ برای پشتیبانی وبلاگها اوجیافت. و هنوز تعداد وبلاگهای فارسیزبان هر روز بیشتر میشود. حدود 100هزار وبلاگ فارسی، آمار نسبتا خوب و نزدیک به واقعیتی است. زمانی در خبرها میشنیدیم که زبان فارسی بیست و هشتمین زبان رایج دنیا است در حالی که وبلاگهای فارسی از نظر کمیت مقام چهارم جهان را دارند.
تا اواسط سال 2000 بیش از یكهزار وبلاگ ایجاد شد و این رقم تا میانههای سال 2002 به بیش از نیم میلیون رسید؛ یعنی در عرض دو سال 500 برابر شد! بر اساس آمار موجود، تعداد وبلاگهای ایجاد شده توسط سیستمهای وبلاگنویسی به بیش از چند صد هزار رسیده و هر چهل ثانیه یك وبلاگ جدید ایجاد میشود (بیش از شصت هزار وبلاگ در هر ماه)[1].
حالا بهتر میتوانم مفهوم وبلاگ را با استفاده از تاریخچه و سیر شکلگیریاش بیان کنم. وبلاگ صفحهای شخصی در اینترنت است. هر کاربر میتواند بدون پرداخت هزینه و با صرف تنها چند دقیقه وقت، وبلاگی شخصی برای خود داشته باشد. وبلاگستان جامعهای است مجازی که هر بلاگر (نویسنده وبلاگ) افکار و عقاید خود را در ویترین دنیای شیشهای به نمایش میگذارد. سبك و شیوه وبلاگها عموما شخصی، غیررسمی و یا خودمانی است؛ اما نمیتوانم بگویم که وبلاگهای رسمی و تخصصی جزو وبلاگستان شناخته شده نیستند. وبلاگها از لحاظ كیفیت، محتوی و اهداف دارای گونههای متعددی هستند و هر یك میتوانند مخاطبان خاص خود را دارا باشند.
وبلاگها به دلیل اینکه راحت ساخته و استفاده میشوند و همچنین به سبب زبان سادهای که دارند به قشر خاصی از جامعه محدود نیستند؛ یعنی از رئیس جمهور گرفته تا شاگرد یک تعمیرگاه مکانیکی میتواند نویسندهی وبلاگ باشد. یكی از مهمترین تحولات مهم در ارتباط با وبلاگها، تبدیلشدن آن به یك رسانهی محاورهای است. شاید مهمترین ویژگی وبلاگها را بتوانیم رهایی آنها از محدودیت و قید و بند سانسور بدانیم. هر رویداد تا پیش از انتشار توسط رسانهها تحت تأثیر عوامل مختلف قرار میگیرد؛ عواملی شامل سیاستهای خبری، تأثیر ارزشهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و فرهنگی هر جامعه بر آن رسانه، باورها و اعتقادات شخصی خود خبرنگار، مسائل فنی و... . بنابراین هرگز خبری که نهایتا به اطلاع مردم میرسد بازتاب کامل واقعیت نیست. اما در وبلاگها سانسور جایی ندارد؛ چون تحت تأثیر این عوامل نیستند (مگر باورها و اعتقادات شخصی خود نویسنده) و به علاوه نویسندگان آنها میتوانند هویت خود را پنهان نگه دارند.
از دیگر ویژگیهای مهم وبلاگها سرعت بالای بهروز شدن اخبار است. مثلا وقتی حدود ساعت 5 صبح 14 دسامبر 2003 خبر دستگیری صدام اعلام شد، مهمترین روزنامههای آمریکایی در بهترین حالت 10 ساعت بعد با انتشار ویژه نامهای این خبر را منتشر کردند؛ در حالی که وبلاگها و روزنامههای الکترونیکی به صورت لحظه به لحظه به انتشار تازهترین اخبار و تصاویر پرداخته بودند.
هم چنین وبلاگها میتوانند به صورت منفرد یا هماهنگ با هم از طریق تمرکز روی موضوعی خاص نقش موثری در جلب توجه و تحریک افکار عمومی داشتهباشند [2]؛ برای مثال، در جنگ اخیر اسراییل علیه لبنان شماری از وبلاگها قادر به افشاگریهای مهم و قابل اعتنایی شدند. از جمله وبلاگ "لیتل گرین فوتبال" موفق شد جعلیبودن شماری از عکسهای خبرگزاریها را برملا کند. به نوشته روزنامه "نیویورک تایمز"، افشاگری وبلاگها در باره حمایت قاطعانه آقای "جو لیبرمن" از جنگ علیه عراق بود که سبب شد وی نتواند در انتخابات درونی حزب دمکرات رأی کافی را برای نامزدی مجلس سنا از منطقه "کونکیتکوت" کسبکند. در سویس نیز شرکت معروف "نستله" اخیرا ناچار شد نسبت به افشاگری وبلاگها در مورد وجود برخی مواد خطرناک در جعبه یک نوع از شکلاتهای خود واکنش نشان دهد و آنها را از دور خارج سازد. در ایران نیز شاهد موجهای وبلاگی برای دستیابی به آرمانهای مشترک بودهایم. به عنوان مثال حرکت جامعه وبلاگی در اعتراض به تغییر نام خلیجفارس به خلیج عربی توسط مجله معروف و قدیمی «نشنال جئوگرافیک» (National Geographic) ... و بمب گوگلی علیه یاهو میل به خاطر حذف نام ایران و... . چنین اعتراضهایی و تأثیری که بر قدرتها دارند هرچه بیشتر نفوذ رسانهای وبلاگ، این صفحه به ظاهر ناچیز، را آشکار میکند.

وبلاگ و مدیریت دانش
ابتدا اجازه دهید تعریف جامعی از مدیریت دانش (مدیریت دانایی) ارائه دهم که البته برای آن هم شبیه وبلاگ تعریف یکسانی وجود ندارد. تعاریف عمدتاً بر قابلیتهای سازمانی در خصوص تولید ثروت از داراییهای داناییمدار متمرکز هستند. و نقش مدیریت دانایی، اکتساب، جمعآوری و استفاده از دانایی فنی سازمانی و درسهای آموخته شدهاست. تعریف بالا برای ورود به موضوع کمی پیچیدهاست. بهتر است تعاریفی را که برای بررسی رابطه وبلاگ و مدیریت دانش کارآمدتر است بخوانیم.
• فرایند خلق، انتشار و بهکارگیری دانش به منظور دستیابی به اهداف سازمانی.
• فلسفهای شامل مجموعهای از اصول، فرایندها، ساختارهای سازمانی و فنآوریهای به کار گرفته شده که افراد را به منظور اشتراک و به کارگیری دانششان جهت مواجهه با اهداف آنها یاری میرساند.
• مدیریت دانایی مجموعه فرایندهایی است که خلق، نشر و کاربری دانایی را کنترل میکند.
• مدیریت دانایی شامل فرایند ترکِب بهینهی دانش و اطلاعات در سازمان و ایجاد محیطی مناسب به منظور تولید، اشتراک و به کارگیری دانش و تربیت نیروهای انسانی خلاق و نوآور است. [3]
سلسله مراتب دانش در چهار مرحله به پیش میرود. داده، اطلاعات، دانش و خرد. تشخیص داده، اطلاعات و دانش کمی مشکل است. دادهها حقایقی هستند که از آنها اطلاعات بهدست میآید. تبدیل داده به اطلاعات توسط فنآوری اطلاعات صورت میگیرد. زمانی که دادهها به منظور خاص و به شکلی منطقــی سازمانـــدهی میشوند تبدیل به اطلاعات میگردند. دانش بر داده و اطلاعات پایهگذاری میشود؛ امّا بر خلاف آنها همیشه محدود به انسانها است. دانش، مجموعه كل شناختها و مهارتهایی است كه افراد برای حل مسئله به كار میبرند. وقتی که دانش برای تصمیمگیری و بهبود تصمیمات، فرآیندها و بهرهوری یا سودآوری به کار گرفته شود تبدیل به خرد میشود. برای خردمند بودن، افراد نهتنها باید دانش کسب کنند بلکه باید فهم کاملی از اصول حاکم بر آن دانش را نیز داشته باشند. با توجه به سلسه مراتب دانش و تعاریفی که از مدیریت دانش در بالا ارائه کردم میتوان خلاصهی مفهوم مدیریت دانایی را این عبارت دانست: «جمعآوری دانش از تجربیات موجود»
«وبلاگ» به عنوان یکی از فنآوریهای جزء مدیریت دانش، مورد توجه است. وبلاگها که محتواهایی برآمده از عمق جامعه دارند منبع خوبی برای کسب دادهی اولیه مدیریت دانش هستند که میتوانیم با بررسیهای لازم آنها را به اطلاعات تبدیل کنیم و پس از گذشتن از سلسله مراتب دانش و خرد میتوانیم برای تصمیمگیریهای کشور در سطح کلان از آنها استفاده کنیم. محتویات وبلاگ به منزله یک بایگانی از افکار و اندیشههای وبلاگنویسان آن است که در زمانها و شرایط متفاوت نوشته شده است. در صورت نیاز به اطلاعاتی خاص میتوان با استفاده از مراکز جستجو و بر اساس یک کلید واژه خاص به آنان مراجعه کرد. وجود لینکهای متعدد مرتبط با یک موضوع خاص که توسط مؤلف یک وبلاگ مشخص میگردد این امکان را به مخاطبان میدهد که وضعیت موجود را در رابطه با یک موضوع دنبال کنند[4].
به علت کارکرد جهانی وبلاگ استفاده از آن به عنوان داده، محدود به مرز جغرافیایی خاصی نمیشود و هر سازمانی میتواند برای پیشبرد مقاصدش با برنامهریزی صحیح از محتوا و افکار به نمایش درآمده در وبلاگستان استفاده کند. بیشتر اهداف این جستجوگران اندیشهها، ارتباط تنگاتنگی با حکومتها و نظامهای سیاسی دارد. رسانههای خارجی رویکرد جوانان ایرانی به وبلاگنویسی را ناشی از عدم آزادی بیان در کشور میدانند در حالی که بیشتر مسئولان جمهوری اسلامی ایران این پدیده را نشانهی رشد فکری و بروز استعدادها میدانند. هر دو جبهه تلاشهایی برای مدیریت و شناسایی عمیق این پتانسیل مدفون در فضای مجازی نمودهاند؛ اما اینکه کدامیک موفقتر بودهاند و مخالفت کمتری را برانگیختهاند موضوعی است که در قسمتهای بعد به آن اشاره خواهم کرد.
مدیریت دانش وبلاگها خارج از ایران
مركز OSC مركزی دولتی در ایالت متحده آمریكا است كه به نام "مركز منابع باز" نامیده میشود. وظیفهی این مركز تهیه تجزیه و تحلیل منابع آزاد شامل اخبار است و دفاتر وابسته در داخل و خارج آمریكا دارد. این دفتر اول نوامبر 2005 در زیر مجموعه مدیریت جاسوسی ملی آمریكا تشكیل شده است.
مركز منابع باز وظیفهی بهبود و توسعه دسترسی به منابع باز، برای مدیریت جاسوسی آمریكا و دیگر سازمانها و دفاتر دولتی آمریكا را بهعهده دارد. این مركز همچنین تهیه و كسب منابع مورد نیاز سرویس اطلاعات فنی- علمی و دیگر دفاتر دولتی را از طریق كسب اطلاعات مورد نیاز از طریق اخبار آنلاین و ارائه به آنها انجام میدهد[8].
مرکز OSC وظیفه دارد كه در اینترنت، سایتها و وبلاگهای شخصی به جستجو بپردازد و پس از جمعآوری و ترجمه اطلاعات به دست آمده، آنها را آنالیز نماید.
داك نكوین (Doug Naquin) مدیر این مركز میگوید: "ما به دنبال اطلاعات به هر جا سر میكشیم."
وی با اشاره به سایتهایی از قبیل My Space كه منبع ارزشمندی از اطلاعات برای CIA است میگوید: "ما افراد خود را برای جستجوهای پیچیده در اینترنت و نحوهی یافتن اطلاعات و سپس آنالیز آنها آموزش میدهیم. این امر از یك جستجوی ساده در گوگل فراتر است. ما به دنبال اطلاعاتی هستیم كه در روزنامههای صبح قابل دسترسی نیستند."
داك نكوین میافزاید: "ما به جاهایی سر میزنیم كه پنج سال پیش وجود خارجی نداشتند.
ما به چت رومها سر میزنیم و سعی میكنیم كه از اوضاع جلوتر حركت كنیم. گروههای كاری داریم كه عكسهایی را كه مردم با تلفنهای دستی خود گرفتهاند، بررسی میكنند."
مدیر "مركز منابع باز" تصریح میكند: "یكی از مهمترین منابع اطلاعات ما وبلاگها هستند. دو سال پیش برای اولین بار پیبردیم كه بلاگهای ایرانی یكی از منابعی هستند كه ارزش توجه خاص را دارند. كمیسیون 11/9 و كمیسیون سلاحهای كشتار جمعی پس از حوادث 11 سپتامبر هر دو به ما گفتند كه باید توجه گستردهای به این منبع آزاد و باز شود و از آن حداكثر بهرهبرداری به عمل آید." [5]
خبر بالا به اندازهی کافی گویای نظارت این مرکز بر اینترنت و به خصوص وبلاگهای ایرانیان است. مراکز مختلف دیگری نیز وجود دارند که با تمرکز بر وبلاگنویسی، بررسی وبلاگنویسان و محتواهای تولید شده، آمار و تحقیقات مختلفی را ارائه میدهند.
محققین دانشگاه حقوق هاروارد تحقیقی در رابطه با وبلاگستان فارسی انجامدادهاند که با توجه به روشمندی علمی و نتایج بسیار جالب آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این تحقیق، وبلاگنویسان فارسی به چهار دسته بزرگ تقسیم شدهاند.
• طرفداران جدایی دین از سیاست (سکولار)، اصلاحطلبان
• محافظهکاران، مذهبیها
• ادبیات فارسی و شعر
• شبکههای ترکیبی
وضعیت مکانی، گمنامی، سن و جنسیت وبلاگنویسان، موضوعات مورد بحث در وبلاگها و میزان فیلتر شدن وبلاگها از جمله موضوعاتی است که در این تحقیق بررسیشده است. در مقدمه تحقیق بالا آمده است: "بر خلاف نظر عمومی که وبلاگنویسان ایرانی از گروهی دموکرات منتقد حکومت ایران تشکیل شده است ما متوجه حضور طیف گستردهای از عقاید از مذهبیهای محافظهکار تا گروههای سکولار و اصلاحطلب شدیم که موضوعات مورد بحث از سیاست و حقوق بشر گرفته تا شعر و مذهب و فرهنگ عامه را شامل میشود. تحقیق ما نشان میدهد که در واقع منظومه وبلاگستان فارسی یک فضای بحث و گفتگو با حدود 60000 وبلاگ فعال است که در آن وبلاگنویسانی با عقاید و سلایق گوناگون حضور دارند."[7]
جالب است بدانید رسانههای غربی هم توجهی خاص به وبلاگنویسی ایرانیان داشتهاند. روزنامه تایمز چاپ لندن در مقالهای به قلم بن مکنتایر با اشاره به رشد انفجاری جمعیت جوان ایران، معتقد است عصیانگری "روزنگاران اینترنتی" هراس دولت تندرو ایران را بهدنبال داشته است.
نویسنده تایمز مقالهاش را با اشاره به اظهارات اخیر محمود احمدینژاد، رئیسجمهور ایران، در انکار کشتار یهودیان و محدودیتهای تازه در پخش موسیقی آغاز کرده است.
وی مینویسد: " اگرچه ایران تحت سلطه محافظهکاران تندرو صدای موسیقی عامهپسند پاپ غربی را خاموشمیکند، در مقابل، فریاد اعتراضآمیز و عصیانگری از حوزه دیگر فرهنگش بیرون زده است.
رشد وبلاگستان در ایران انفجاری بوده است. هماکنون در ایران بیش از ۱۰۰ هزار وبلاگ فعال وجوددارد. این روزنگارهای شخصی هر موضوع قابل تصوری را از حیوانات خانگی گرفته تا سیاست، پوشش میدهند.
هر چند زبان فارسی در میان زبانهای فراگیر جهان در رتبهی بیست و هشتم جای دارد اما اینک وبلاگستان با فاصلهای کم از زبان فرانسه، در جایگاه دومین زبان مورد استفاده بلاگرها جا گرفته است. جایی که ایرانیان آن را "وبلاگستان" میخوانند: سرزمین پر حرارت و سرکشی که در آن ابراز عقیده آزاد است."
آقای مکنتایر برخورد بین تندروها و کاربران اینترنت در ایران را نشانهای از تازهترین و مهمترین نبرد بر سر آزادی بیان میداند.
نویسنده مقاله تایمز معتقد است رشد وبلاگنویسی ایرانیان بخشی از یک جریان جهانی است و مینویسد: "در سال ۱۹۹۹، حدود ۵۰ وبلاگنویس در اینترنت وجود داشتند. اینک بنا به آمار سایت "تکنوراتی" - جستجوگر ویژه وبلاگها- بیش ۲۳ میلیون وبلاگ در اینترنت ثبت شده است.
دلایلی وجود دارد که ایران را سرزمینی "وبلاگخیز" کرده است. بیش از ۹۰ درصد جمعت باسوادند و ۷۰ درصد شهروندان کشور زیر ۳۰ سال سن دارند. دارندگان رایانههای شخصی در ایران بسیار زیادند و کافینتها به وفور وجوددارند."
نویسنده تاکید میکند که رشد استفاده از اینترنت در ایران از هر جای دیگر در کشورهای مسلمان خاورمیانه سریعتر است. او شمار وبلاگهای فارسی را از وبلاگهایی به زبان آلمانی، ایتالیایی، اسپانیایی، روسی یا چینی بیشتر میداند. مقالهنویس تایمز معتقد است حکومت ایران از هیچ کوششی برای کند کردن رشد وبلاگستان چشمپوشی نکرده است. وی به عنوان نمونه اشاره میکند که در سال ۲۰۰۳ دولت مستقیما علیه وبلاگنویسان وارد عمل شد و بیش از ۲۰ وبلاگنویس با اتهاماتی چون "جریحهدار کردن عفت عمومی" یا "توهین" به رهبر جمهوری اسلامی دستگیر شدند.
او نتیجه میگیرد که اگر دولت ایران موفق شود صدای وبلاگهای ایرانی را خاموش کند، سایر رژیمهای سرکوبگر را خوشنود خواهدساخت؛ اما در مقابل اگر وبلاگستان ایران بتواند به گسترش خود ادامه دهد، شبکه افکار و اندیشههای آزادیخواهانه در دیگر نقاط دنیا نیز گسترش خواهدیافت.[9]
مدیریت دانش وبلاگها در ایران
بررسی وبلاگهای ایرانیان بیش از آنکه برای رسانهها و سازمانهای خارج از کشور مفید باشد، مورد نیاز مسئولان کشورمان برای برنامهریزیهای اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، اقتصادی، تفریحی و... است. وبلاگ که بر آمده از لایههای زیرین جامعه است بدون هیچ محدودیت و ترسی نیازهای نویسنده و تمایلاتش را بیان میکند. بسیاری از نوشتههای وبلاگی محتوای انتقادی نسبت به اتفاقات محل سکونت و قوانین کشور نویسنده دارد. اگر نویسنده ببینید که فرد مورد خطابش یا نهادی مرتبط با موضوع، وبلاگش را خوانده و مطالبش را جدی گرفته است، نسبت به محیطی که در آن زندگی میکند احساس آرامش و اعتماد بیشتری پیدا میکند و میتواند دل خوش کند که روزی انتقادات و پیشنهاداتش عملی خواهد شد. همچنین مسئولان میتوانند از طریق وبلاگ، بدون هیچ واسطه و کاغذ بازیهای اداری از نظر مردم و به خصوص جوانان آگاه شوند.
شاید بتوانیم اقدام دولت برای ساماندهی سایتهای اینترنتی و وبلاگها را حرکتی به منظور نزدیکی بیشتر جامعه اینترنتی و جامعه دولتی بدانیم؛ هرچند که در عمل باعث اصطکاکهای فکری شد. هیئت وزیران در جلسه مورخ 29/5/1385 بنا به پیشنهاد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به استناد اصل یکصد و سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و با توجه به مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی آییننامه ساماندهی فعالیت پایگاههای اطلاعرسانی (سایتهای) اینترنتی را تدوین کرد. در این آییننامه هدف از آن انتظام امور و فعالیتهای اطلاعرسانی و توسعه خدمات دسترسی به اینترنت در کشور با هدف ساماندهی (ثبت، حمایت و نظارت) فعالیت پایگاههای اطلاعرسانی اینترنتی در کشور بیان شده است و با مد نظر قرار دادن موارد زیر در چهار فصل و یازده ماده نوشته شده است.
الف- حق دسترسی آزاد و سالم مردم به اطلاعات و دانش
ب- حمایت از پایگاههای اطلاعرسانی قانونی
پ- رعایت حقوق اجتماعی و صیانت از ارزشهای اسلامی، ملی، فرهنگی و اجتماعی کشور.
ت- مسئولیت مدنی و حقوقی و کیفری افراد در قبال فعالیتهای خود حسب مورد.
فصل اول به تعریف پایگاه اطلاعرسانی (سایت و وبلاگ) و اقسام آن شامل ثبتشده، با هویت نامعلوم، موارد غیرمجاز و فعالیت غیرمجاز میپردازد. در فصل دوم وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای ساماندهی سایتها و وبلاگها آورده شده است. فصل سوم تخلفات و نحوه رسیدگی به آنها و فصل چهارم سایر مقررات را بررسی میکند. در ماده 4 فصل دوم وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بدین شرح آمده است:
الف ـ پیشبینی و راهاندازی ساختار مناسب تشکیلاتی با استفاده از ظرفیتهای موجود برای ساماندهی، هدایت و حمایت از فعالیتهای اینترنتی مجاز و برخورد با فعالیتهای غیرمجاز.
ب ـ پیشبینی بودجه مناسب سالیانه به منظور سالمسازی و سامانبخشی به فعالیتهای اینترنتی در كشور.
پ - تعیین شرایط لازم برای پایگاه، مدیران مسئول سایتها و نیز تعیین ساز و کار مناسب به منظور ثبت رسمی پایگاههای اطلاعرسانی و لغو آن و اعلام عمومی هر مورد.
ت - اتخاد راهکارهای اجرایی مناسب برای حمایت مادی و معنوی از عوامل تقویتکننده فعالیتهای سالم و مفید اینترنتی با اولویت خبر رسانی.[6]
با مقایسه سادهای بین وظایف بالا و تعاریفی که از مدیریت دانش بیان شد میتوانیم وجوه مشترکی بین آنها بیابیم. این مسئله، ما را امیدوار میکند که مسئولان فرهنگی و اطلاعرسانی دولت حاضر با علم به مدیریت دانش و اهمیت وبلاگها و سایتها در این عرصه، آییننامهای تدوین کردند و برای عملی شدنش فعالیتهایی را پیشبینی کردند. قبل از قضاوت عجولانه باید ببینیم که واکنش وبلاگنویسان نسبت به این مسئله چه بودهاست؟! طبق اعلام رسانهها و سایت ساماندهی کلیه دارندگان سایتها و وبلاگها موظف بودند که تا دو ماه با درج مشخصات کاملشان سایت خود را ثبت کنند. اغلب وبلاگنویسان که مخفی ماندشان یکی از امتیازات بزرگی بود که آنها را در اینترنت ماندگار کرده بود این طرح را به رگبار انتقادات بستند.
دلسوزان عرصه رسانه و اینترنت ساماندهی را مخالف آزادی ازلی و ابدی اینترنت دانستند و کمکم حرکتهای جدیتر در محکوم کردن این طرح صورت گرفت. وبلاگنویسان معترض با قرار دادن لوگویی در وبلاگشان مخالفتشان را منسجمتر فریاد کردند. در نهایت پس از مدتی طرح ساماندهی پایگاههای اینترنتی یک پله به عقب بازگشت و وبلاگهایی که دارای نشانی اختصاصی نبودند را از لیست پایگاههایی که ملزم به ثبت خود هستند خارج کردند.

حرف آخر
از همینجا مراتب سپاس خودم را نسبت به دست اندر کاران طرح ساماندهی اعلام میکنم؛ البته به شرطی که تا انتهای مقاله را بخوانند.
واقعا جای بسی تشکر دارد که امروز مسئولان ما به جای استفاده از موقعیت و گرمکردن بازار وبلاگشان با دیدی باز و آگاهی از علوم روز و مورد نیاز جامعه در اندیشه تدوین برنامهای برای جامعه وبلاگی هستند تا به بهترین و موثرترین شکل در اینترنت حضور داشته باشیم.
در کنار مزیتهای این طرح نحوه وارد شدن به موضوع هم بسیار مهم است. وبلاگستان فضایی است که همه با آرمان آزادیبیان وارد آن میشوند و مسلما اعمال فشار از ناحیه دولت برای مقید کردن بلاگرها به ثبت وبلاگشان واکنش خوبی ندارد؛ چه از ناحیه وبلاگهایی که اختلاف عقیده با نظام جمهوری اسلامی ایران دارند و چه از طرف موافقان نظام و دولت. هیچ کس دوست ندارد که قهرا به کاری مجبور شود؛ حتی اگر به صلاحش باشد. بهتر بود که از زاویهای دوستانهتر موضوع مدیریت پایگاههای اینترنتی با اهالیاش در میان گذاشته میشد. من موارد زیر را برای نزدیکتر شدن اهداف این طرح به سطوح بالای مدیریت دانش پیشنهاد میکنم.
1- ایجاد مرکزی دولتی که تمام فعالیتها، مطالعات و تحقیقاتشان را به امور مرتبط با اینترنت و وبلاگ اختصاص دهند، ضریب موفقیت طرحهای این چنینی را افزایش میدهد. برای این مرکز باید بودجه مناسبی در نظر گرفته شود و سازمانهای مرتبط با آن، مانند سازمان ارتباطات و فناوری ارتباطات، همکاریهای لازم را با آنان داشته باشند. این مرکز وظیفه داشته باشد که علاوه بر ثبت پایگاههای اینترنتی مراحل تبدیل داده به اطلاعات، دانش و خرد را به طور دقیق بررسی کند و برای استفاده عملی از محتوای وبلاگها در راستای خواستههایشان و مصلحت کشور فعالیتهای لازم را انجام دهد. چرا ما باید منتظر بنشینیم تا مرکز منابع باز یا محققین دانشگاه هاروارد وبلاگمان را بخوانند؟ چرا از این که آنها وبلاگمان را بررسی کنند و گروهبندیمان کنند ناراحت نمیشویم؟!
2- میتوان ثبت سایتها را برای برخی مراکز- مخصوصا مراکز غیر دولتی و NGO ها - اختیاری دانست و با ارائه حمایتهای مادی و معنوی آنها را به فعالیت رسمی تشویق کرد.
3- مدیریت بعضی سایتها مانند مراکز دولتی یا خبرگزاریها را از طریق بخشنامه حضوری دعوت به ثبت کرد.
4- از سایتهایی که کاربران برای ثبت فضای اختصاصی به آنها مراجعه میکنند خواسته شود تا آمار سایتها و حیطههای کاری را بدون اطلاعات شخصی در اختیار مسئولان طرح قرار دهند.
5- میتوان برای ثبت وبلاگها از سرویسدهندگان وبلاگ کمک خواست. همچنین اگر مدیریت سایتهای سرویسدهنده وبلاگ نظارت هر چند جزئی بر محتوای وبلاگها داشته باشند- مانند مدیریت محتوایی یا سیستمی برای گزارش وبلاگهای متخلف- خیلی راحتتر میتوان وبلاگهای ناهنجار و شاخص را شناخت.
6- با استفاده از ادبیاتی دوستانهتر کاربران به ثبت وبلاگ و سایتشان دعوت شوند و از آنان خواسته شود که برای رسیدن به آرمانهایی مشترک در جهت پیشرفت کشور همکاری کنند؛ نه اینکه ملزم به ثبت صفحهشان شوند و برایشان ضرب الاجل در نظر گرفته شود!
از همان روزی که اولین کلیک را در اینترنت کردیم زیر ذرهبین مراکز تحقیقاتی خارج از کشور و رسانهها بودهایم. تا کنون مقالات زیادی منتشر شده است که به مطالعهی وضعیت وبلاگستان ایران پرداختهاند. رابطه بین فراز و نشیبهای آن را با اوضاع سیاسی- اجتماعی کشور سنجیدهاند و تحلیلهای جامع و نمودارهای آماری دقیقی ارائه دادهاند.
خالقان اینترنت مسلما از لحاظ قدرت فنی از ایران پیشرفتهتر هستند و برای بررسیهای خود نرمافزارهای مناسبی در اختیار دارند. هر کامپیوتر کد مخصوص به خود را دارد. هر کلمهای که در موتورهای جستجو نظیر گوگل سرچ میکنیم در پرونده اعمال کاربریمان ثبت میشود؛ حتی هیچکس نمیتواند ادعاکند که پست الکترونیکیاش کاملا ایمن است و کسی به آن نفوذ نکرده است. چه خوب است در این دنیای تودرتوی بدون در، آموختههامان را مشترک شویم و برای بیشتر دانستن تلاش کنیم.
منابع:
[1] وبلاگ چیست؟ (بخش اول)، شرکت سخاروش، 25/2/1383
[2] فهمیزی، محمد رضا، وبلاگ به مثابه یک رسانه، روزنامه همشهری، سال 15، ش 4205، 24/12/1385
[3] ویکیپدیا، دانشنامه آزاد، مدیریت دانش
[4] وبلاگ چیست؟ (بخش دوم)، شرکت سخاروش، 6/2/1383
[5] حضور سیا در وبلاگهای ایرانی، پایگاه خبری تحلیلی جهاننیوز، كد خبر: 23942، 28/11/1386
[6] متن کامل آییننامه ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایرانی، ستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایرانی
[7] kelly, John, Etling. Bruce, Mapping Iran's Online Public: Politics and Culture in the Persian Blogosphere, Berkman center for internet & society at Harvard law school, April 05, 2008
[8] Wikipedia,the free encyclopedia
[9] Macintyre, Ben, Mullahs versus the bloggers, Timesonline, December 23, 2005

13 نظر
نظرات