livan-chai.jpg

هر کار ارزش‌مندی زحمت دارد. وبلاگ هم همین‌طور. اگر بخواهد ارزش‌مند باشد باید برایش زحمت کشید.تنها زحمت کشیدن هم نیست. وبلاگ‌نویسی یک هنر است؛ هنری که باید خیلی چیزها را آموخت تا موفق بود؛ و یاد گرفتن خیلی چیزها هم البته نیاز به تمرین دارد؛ چه بسا کسی اساسا به درد وبلاگ‌نویسی نخورد! دارید فکر می‌کنید چقدر دارم غلو می‌کنم؟ نه! باور کنید وبلاگ‌نویسی هم مثل هر هنر دیگری می‌تواند به درد خیلی‌ها نخورد و خیلی‌ها نتوانند با آن خو بگیرند؛ گرچه هیچ چیز نیاموختنی وجود ندارد.

برای داشتن یک وبلاگ خوب باید به خیلی چیزها توجه داشت؛ یکی‌اش همین که وبلاگ چه دردی از ما دوا می‌کند و چه انتظاری از آن داریم. نگاه‌های متفاوتی را می‌توانید این‌جا ببینید.

با ما که همراه باشید، می‌توانید مطمئن باشید آن‌چه برای وبلاگ‌نویسی نیاز دارید به دست می‌آورید؛ گرچه تضمینی در کار نیست!

در میان اهالی اینترنت فراوان‌اند کسانی که پس از 4 سال وبلاگ نوشتن هنوز درک روشن و مناسبی از ادبیات وبلاگی ندارند؛ یا نگاه روشنی به لینک دادن و کامنت گذاشتن ندارند؛ نوع نگاه ما به این جزییات و حاشیه‌های موثر وبلاگ‌نویسی می‌تواند ما را از روح اصلی وبلاگ دور کند یا به آن نزدیک کند.

«شماها» امروز متولد شد. می‌خواهیم در اولین شماره بگوییم «مگه مجبورید؟». کسی شما را مجبور کرده به سراغ وبلاگ و وبلاگ‌نویسی بیایید؟ آن چیزی که مجبورتان کرده چیست؟ خیلی مهم است؟ یا خیلی جدی‌اش گرفته‌اید؟ توصیه‌ی ما این است که اگر جدی نیست وبلاگ‌نویسی را بی‌خیال شوید؛ خودتان را به زحمت نیندازید. وقت‌تان را هم به خاطر چیزهای بی‌اهمیت تلف نکنید.

وبلاگ یک رسانه‌ی جدید است. رسانه‌ای جدید و متفاوت؛ با کارکردهای عام رسانه و برخی خصوصیاتی که در هیچ رسانه‌ی دیگری پیدا نمی‌شود. تاکید می‌کنم! در هیچ رسانه‌ی دیگری نمی‌توانید برخی از کارکردهای وبلاگ‌نویسی را بیابید.

شاید دارید به وبلاگ‌هایی فکر می‌کنید که در یک بازه‌ی زمانی مهم خبری، چنان مورد توجه بودند که حتی خبرگزاری‌های معتبر دنیا هم به نوشته‌های آن‌ها استناد می‌کردند. بله! وبلاگ‌نویسی می‌تواند به راحتی نقش خبرنگاری آنلاین داشته باشد؛ اما راستش را بخواهید خبرنگاری و وبلاگ‌نویسی تفاوت‌شان از زمین تا آسمان است!

لابد الان دارید به این فکر می‌کنید که وبلاگ‌نویسی یک نوع خرج کردن ساعت‌های بی‌کاری و یا یک تفریح بی‌مزه است! سعی کنید این فکرها را نکنید. البته خیلی‌ها را دیده‌ایم که همین تصور را دارند و وبلاگ را با خیلی چیزها اشتباه گرفته‌اند.

وبلاگ‌نویسی شرح حال نویسی نیست؛ خاطره‌نویسی هم نیست؛ نوشتن تحلیل‌های سیاسی اجتماعی هم نیست؛ خبرگزاری هم نیست؛ اما می‌تواند همه‌ی کاربردهای این‌ها را داشته باشد.

وبلاگ‌ها؛ البته از نوع خوب و اصیل‌شان! نمایاننده‌ی شخصیت نویسنده‌ی وبلاگ‌اند. انسان همیشه به دنبال ابراز دانسته‌های خود بوده است؛ حتی آن‌ها که به هر دلیل جایی برای گفتن حرف‌هاشان ندارند و گوش شنوایی نیافته‌اند، هیچ‌گاه بی‌نیاز از شنیده شدن نمی‌شوند.

حرف زدن البته همیشه درددل کردن و گلایه کردن از زندگی و روزگار نیست! وبلاگستان توده‌ی پراکنده‌ای است از آدم‌هایی با تفاوت‌های روشن و واضح. اما خاصيت وبلاگ همین است که اشتراک‌های این آدم‌های متفاوت و گاه مخالف را آن‌چنان شفاف و واضح می‌کند که یک‌باره می‌بینیم وبلاگ‌هایی که فکر می‌کردیم نویسنده‌هاشان هیچ تناسب یا اشتراکی با هم ندارند امروز برای اعتراض به -مثلا- ساماندهی سایت‌ها و وبلاگ‌های اینترنتی کنار هم ایستاده‌اند.

البته جنس بنجل همه جا پیدا می‌شود و استثنا هم ندارد! تا دل‌تان بخواهد هم وبلاگ به درد نخور داریم. معرفی کنم؟ معرفی نمی‌خواهد که!
حتی اگر هیچ‌کدام از این‌ها را درباره‌ی وبلاگ‌نویسی نپذیرید، انکار شدنی نیست که استفاده از وبلاگ یعنی هر نفر یک رسانه؛ رسانه‌ای پویا و بدون محافظه‌کاری.

نمی‌خواهید تولد «شماها» را تبریک بگویید؟ تا دوازده شماره همراه‌مان باشید.
 

 

 

9 نظر


همین بدون محافظه‌کارانه بودن این رسانه است که گاهی اساسی سر حال و بل‌که سر ذوق‌مان می‌آورد...

سلاااااااااااام تولدت مبارک یا علی

اما وبلاگ به نظر من نمایاننده‌ی شخصیت نویسنده‌ی وبلاگ‌ نیست ! نچ!!! به هیچ وجه! خودت هم گفتی که وبلاگ می تواند کاربر های مختلفی داشته باشد! پس این جمله دیگر اعتباری ندارد! تعریف هر وبلاگ به عهده ی نویسنده ی آن است. ما نمی توانیم تعریف مشخصی برای وبلاگ نوشتن بدهیم. اینجا فقط جایی ست برای نوشتن و هر کسی خودش باید نوشتنش را تعریف کند نمایاننده ی شخصیت وبلاگ نویس...این تعریف را فقط می توان به آن دسته از وبلاگ ها اختصاص داد که مربوط به شخص نویسنده اند.(که به نظر من بعضی وقتها لوسند!) اما وبلاگ تفریح نیست! ممکن است به ما خوش بگذرد اما تفریح...؟! اهااااااااان! یه کاری کنید! یه فرهنگ کامنت گذاشتن بذارید تو اینجا! نصف مشکلات وبلاگ نویسی حل میشه!

معتقدم وبلاگ بیشتر برای نوشتن است تا خواندن! ئه! این کامنت مال یه مطلب دیگه بود! آیم‌ساری!

سلام تبریک میگویم و می روم. تا بعد...

سلام. جالب بود. اما (ای امان از دست این اماها!) به نظر حقیر نباید از آنهایی که در این کار جدی نیستند، حالگیری کرد و آنها را گفت مگه مجبورید؟ تشریفتان را ببرید! چون ممکن است الان برایش جدی نباشد ولی کم کم جدی شود و وبلاگ نویسی خوبی شود. ایراد بنی اسرائیلی: بنده با تجربیات فراوان در قهوه خوری، عرض می کنم به ضرس قاطع این نوشیدنی مامانی قهوه است نه چای. ثانیا اگر قند گذاشتیم کنارش تا ایرانی به نظر برسد، باید به هر نحوی شده، اون قاشق ناز را از آن بیرون کشید. دیگر خود دانید از ما گفتن.

سلام . اولاٌ و بالذات لطف بفرمایئد هر کدامتان که مینویسید یک وبلاگ از خودتان معرفی بفرمایئد که خیال برمان ندارد نمیدانید بلاگر ها چه موجوداتی هستند . ثانیاٌ و بالعرض حرفتان را قابل تعمیم و تسری نمیدانم که " وبلاگ‌نویسی شرح حال نویسی نیست؛ ... " که چه ؟ نخیر آقا ! وبلاگ و مطالبش به غایت شخصی است . حال اگر چند نفری هم خواستند بخوانند که بخوانند اگر نه هم اهمیت ندارد . به من و تو نیست که اگر باشد هم حقش را نداریم که بخواهیم آزادی انتخاب مردم را کمرنگ کنیم . متاسفانه یک رگه هایی از تحجر و سرکوب در این مطلب بود که بنا را بر این میگذاریم که سهواٌ و از روی جهل و بی تجربگی بوده نه عمد و علم ! این مردم بخوانند و بنویسند زرد بنویسند و زرد بخوانند . در پیتی بنویسند و در پیتی بخوانند فقط بخوانند و بخوانند و بخوانند

سلام کار جالبی است و زمینه فعالیت زیادی نیز برایتان مهیا است که جا دارد به آنها بپردازید. برایتان آرزوی موفقیت روز افزون دارم.

سلام ای چلچراغ قطره های اشک نومیدی. خسته نباشید . خسته از تمام حرف ها .خسته از تمام خستگی ها ....حالتان که خوب است به فضل خدا؟! ما دعا می کنیم که خوب تر هم بشوید . حرکت قشنگی رو آغاز کردید به راهتون ادامه بدید ما هم که همون "شما ها" باشیم کمکتون می کنیم . یا حق.

نظرات