یک لیوان چای داغ با شماها
حسن اجرایی

هر کار ارزشمندی زحمت دارد. وبلاگ هم همینطور. اگر بخواهد ارزشمند باشد باید برایش زحمت کشید.تنها زحمت کشیدن هم نیست. وبلاگنویسی یک هنر است؛ هنری که باید خیلی چیزها را آموخت تا موفق بود؛ و یاد گرفتن خیلی چیزها هم البته نیاز به تمرین دارد؛ چه بسا کسی اساسا به درد وبلاگنویسی نخورد! دارید فکر میکنید چقدر دارم غلو میکنم؟ نه! باور کنید وبلاگنویسی هم مثل هر هنر دیگری میتواند به درد خیلیها نخورد و خیلیها نتوانند با آن خو بگیرند؛ گرچه هیچ چیز نیاموختنی وجود ندارد.
برای داشتن یک وبلاگ خوب باید به خیلی چیزها توجه داشت؛ یکیاش همین که وبلاگ چه دردی از ما دوا میکند و چه انتظاری از آن داریم. نگاههای متفاوتی را میتوانید اینجا ببینید.
با ما که همراه باشید، میتوانید مطمئن باشید آنچه برای وبلاگنویسی نیاز دارید به دست میآورید؛ گرچه تضمینی در کار نیست!
در میان اهالی اینترنت فراواناند کسانی که پس از 4 سال وبلاگ نوشتن هنوز درک روشن و مناسبی از ادبیات وبلاگی ندارند؛ یا نگاه روشنی به لینک دادن و کامنت گذاشتن ندارند؛ نوع نگاه ما به این جزییات و حاشیههای موثر وبلاگنویسی میتواند ما را از روح اصلی وبلاگ دور کند یا به آن نزدیک کند.
«شماها» امروز متولد شد. میخواهیم در اولین شماره بگوییم «مگه مجبورید؟». کسی شما را مجبور کرده به سراغ وبلاگ و وبلاگنویسی بیایید؟ آن چیزی که مجبورتان کرده چیست؟ خیلی مهم است؟ یا خیلی جدیاش گرفتهاید؟ توصیهی ما این است که اگر جدی نیست وبلاگنویسی را بیخیال شوید؛ خودتان را به زحمت نیندازید. وقتتان را هم به خاطر چیزهای بیاهمیت تلف نکنید.
وبلاگ یک رسانهی جدید است. رسانهای جدید و متفاوت؛ با کارکردهای عام رسانه و برخی خصوصیاتی که در هیچ رسانهی دیگری پیدا نمیشود. تاکید میکنم! در هیچ رسانهی دیگری نمیتوانید برخی از کارکردهای وبلاگنویسی را بیابید.
شاید دارید به وبلاگهایی فکر میکنید که در یک بازهی زمانی مهم خبری، چنان مورد توجه بودند که حتی خبرگزاریهای معتبر دنیا هم به نوشتههای آنها استناد میکردند. بله! وبلاگنویسی میتواند به راحتی نقش خبرنگاری آنلاین داشته باشد؛ اما راستش را بخواهید خبرنگاری و وبلاگنویسی تفاوتشان از زمین تا آسمان است!
لابد الان دارید به این فکر میکنید که وبلاگنویسی یک نوع خرج کردن ساعتهای بیکاری و یا یک تفریح بیمزه است! سعی کنید این فکرها را نکنید. البته خیلیها را دیدهایم که همین تصور را دارند و وبلاگ را با خیلی چیزها اشتباه گرفتهاند.
وبلاگنویسی شرح حال نویسی نیست؛ خاطرهنویسی هم نیست؛ نوشتن تحلیلهای سیاسی اجتماعی هم نیست؛ خبرگزاری هم نیست؛ اما میتواند همهی کاربردهای اینها را داشته باشد.
وبلاگها؛ البته از نوع خوب و اصیلشان! نمایانندهی شخصیت نویسندهی وبلاگاند. انسان همیشه به دنبال ابراز دانستههای خود بوده است؛ حتی آنها که به هر دلیل جایی برای گفتن حرفهاشان ندارند و گوش شنوایی نیافتهاند، هیچگاه بینیاز از شنیده شدن نمیشوند.
حرف زدن البته همیشه درددل کردن و گلایه کردن از زندگی و روزگار نیست! وبلاگستان تودهی پراکندهای است از آدمهایی با تفاوتهای روشن و واضح. اما خاصيت وبلاگ همین است که اشتراکهای این آدمهای متفاوت و گاه مخالف را آنچنان شفاف و واضح میکند که یکباره میبینیم وبلاگهایی که فکر میکردیم نویسندههاشان هیچ تناسب یا اشتراکی با هم ندارند امروز برای اعتراض به -مثلا- ساماندهی سایتها و وبلاگهای اینترنتی کنار هم ایستادهاند.
البته جنس بنجل همه جا پیدا میشود و استثنا هم ندارد! تا دلتان بخواهد هم وبلاگ به درد نخور داریم. معرفی کنم؟ معرفی نمیخواهد که!
حتی اگر هیچکدام از اینها را دربارهی وبلاگنویسی نپذیرید، انکار شدنی نیست که استفاده از وبلاگ یعنی هر نفر یک رسانه؛ رسانهای پویا و بدون محافظهکاری.
نمیخواهید تولد «شماها» را تبریک بگویید؟ تا دوازده شماره همراهمان باشید.

9 نظر
نظرات