از هویت تا اسم

رابطه هویت وبلاگ‌نویس و اسم نویسنده

مظاهر محمودی
هر روز صدها وبلاگ نو ثبت می‌شود، هزاران مطلب در وبلاگستان نوشته می‌شود و میلیون‌ها مخاطب در سراسر جهان، به‌خصوص فارسی‌زبانان از این مطالب استفاده می‌کنند. وبلاگ‌های خوب، نویسنده‌های خوب، نوشته‌های خوب، روزبه‌روز بیشتر و بهتر می‌شوند. خصوصیتی که باعث ایجاد یک وبلاگ خوب، متفاوت و موفق می‌شود شخصیت وبلاگ‌نویس است. هویتی که ما در وبلاگستان از خودمان نشان می‌دهیم سرآغاز ایجاد یک وبلاگ خوب و روابط خوب با دیگران است. از آغاز وبلاگ‌نویسی چیزی که تغییر نکرده توجه مخاطب به شخصیت وبلاگ‌نویس و هویتش است. «سهل ممتنع» بهترین عبارتی است که می‌توانیم در وصف «هویت وبلاگ‌نویسان» به کار ببریم؛ مبحثی پیچیده و ساده، که اغلب از کنارش به سادگی می‌گذریم در حالی که شخصیت وبلاگی ما بیشترین تأثیر را در نوشته‌هایمان دارد. 

وقتی یک وبلاگ را که باز می‌کنیم، بعد از عنوان و تیتر نوشته‌هایش، به نویسنده‌ی آن توجه می‌کنیم. چه کسی وبلاگ را نوشته؟ نسرین، صادق، صلیب سرخ، دمپایی سیاه، خفاش شب، جاوید جعفری، کامران نجف‌زاده و دیگران.

این اسامی از کجا و با چه انگیزه‌ای انتخاب می‌شوند؟ و چرا بعضی عجیب و  نامفهوم هستند؟

اسم‌هایی که وبلاگ‌نویس‌ها از آن استفاده می‌کنند دو دسته‌اند:

الف) اسامی واقعی (بی‌نقاب):

وبلاگ‌نویس‌هایی هستند که پای نوشته‌هاشان اسم واقعی‌شان را می‌نویسند. اغلب بلاگرهایی که اسم‌شان را بیان و پای نوشته‌های‌شان را امضا می‌کنند، موضوعات اجتماعی، سیاسی و تحلیلی بیشتری در وبلاگ‌شان دیده می‌شود. احساس می‌کنیم که نویسنده‌ی این نوع وبلاگ باید با ما صادق باشد، شخصیت مخفی نداشته باشد و فضایی اطمینان‌ساز و به دور از مخفی‌کاری با ما به عنوان مخاطب‌هایش ایجاد کند. در این وبلاگ‌ها فضای بر محور شخصیتی حقیقی برای نویسنده ایجاد شده تا خواننده بتواند خیلی بهتر با نویسنده ارتباط برقرار کند. این‌طور احساس می‌کنیم که نویسنده آشناتر است و حضوری واقعی و حقیقی دارد و حتی اگر بخواهیم، در دسترس‌مان است. وبلاگ‌هایی مانند وبلاگ زهرا دری، آمنه اسماعیل‌زاده, نیما اکبرپور و محمدصالح رزم حسینی.

جالب است وقتی می‌گوییم سمیه توحیدلو یا بهمن هدایتی، با اطمینانی بیشتر و محکم‌تر نقدها را می‌خوانیم و تحلیل‌ها را بررسی می‌کنیم. واقعی بودن شخصیت نویسنده باعث شده تا اطمینان به نویسنده و نوشته‌هایش بیشتر در ما تأثیر بگذارد. جالب است بدانیم وبلاگ‌هایی با شخصیت واقعی راحت‌تر می‌توانند فعالیت‌های اجتماعی و حتی خانوادگی‌شان را بنویسند و فعالیت‌های‌شان را روی اینترنت منتشر کنند.

این‌طور هم نیست که همه اسم واقعی‌شان را کامل، مثل آقای بهمن هدایتی بنویسند. بیان برخی مسائل، افکار و نوشته‌ها در وبلاگ، با اسم واقعی شاید مشکل‌ساز شود.

گروه دیگری از وبلاگ‌نویسان، دل‌شان نمی‌خواد اسم واقعی و کامل‌شان را روی وبلاگ بگذارند؛ نه این‌که بخواهند امنیت‌بازی و مخفی‌کاری در بیاورند، نه. شاید دوست ندارند شخصیت حقیقی‌شان را کامل و جامع روی نت منتقل کنند؛ حتما نکات خاصی هم برای خودشان دارند. مثلا وبلاگ یادداشت‌های لیلی، وبلاگ خودم و دوستم حامد آقا که نامش را در وبلاگ کلرجی‌من نوشته است. و از آن‌جایی که کره‌ی زمین و روزگار می‌چرخد، تفکر آدم‌ها هم؛ در وبلاگ دیگرش اسم واقعی‌اش را به صورت کامل بیان کرد. وقتی کمی در این مسائل دقیق شویم، نکات جالب و مفیدی پیرامون شخصیت و نوع نگاه‌ افراد به وبلاگ به‌دست می‌آوریم.

بی‌نقاب

اولین تأثیر بی‌نقاب بودن این است که ما می‌دانیم با چه کسی طرف هستیم، خیلی راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کنیم. ما با اسم «حامد» یا «بهمن هدایتی»- که بعداً می‌فهمیم اسم حقیقی‌اش است- خیلی بهتر و مؤثرتر ارتباط برقرار می‌کنیم تا «خفاش شب». این‌طور نیست؟

ب) شخصیت‌های مجازی:

این دسته از وبلاگ‌ها آن‌قدر زیادند که به‌راحتی می‌شود برای‌شان مثال پیدا کرد، و همه‌مان دیدیم‌شان و می‌شناسیم‌شان و مخاطب نوشته‌های خوب‌شان هستیم. مخصوصا خانم‌ها و یا کسانی که به دلایل مختلف دوست ندارند اسم واقعی‌شان را بگویند، اسم مجازی برای خود انتخاب می‌کنند.

 

بعضی از شخصیت‌ها دیگر خیلی‌خیلی مجازی هستند، مثل میرزا پیکوفسکی، میرزا قلی‌خان راپورتچی. فضای این‌گونه وبلاگ‌ها اغلب شخصی‌نویسی، و در مسائل معمولی اجتماعی، شخصی و احساسی خلاصه می‌شود.

بعضی از هویت‌های مجازی حقیقی هستند و دنیایی حرف برای خودشان دارند؛ منظورم هویت کسانی است که نام و شخصیت مجازی برای خودشان خلق می‌کنند، مثل گلرخ ناظمی که توی وبلاگش نوشته «نازنین نائینی» یا صادق اسدی که شخصیت «سعید کریمی» را خلق کرده است. شخصیتی که خوب ساخته و پرداخته شده و باعث ایجاد وبلاگی شگرف و زیبا شده است؛ مثل آقای اوف.

با نقاب

نمی‌دانم مجازی‌نویسی تا کی می‌تواند برای یک بلاگر ادامه پیدا کند و شخصیت حقیقی حقیقی‌اش را نگه دارد. ولی خودم که خیلی نتوانستم این کار را بکنم. دلم می‌خواست بقیه بدانند که نویسنده‌ی وبلاگ فلان من هستم. من هستم که می‌نویسم. نتیجه‌اش را هم دیدم. دوستان، بهتر و بیشتر به شخصیت مجازی من توجه کردند و شخصیتم کامل‌تر شد؛ شخصیتی که در وبلاگم ساختم، بزرگش کردم و بعد پیر شد و مرگ آن شخصیت... چقدر لذت‌بخش است ساختن یک شخصیت خوب و جالب و فعال در وبلاگ و بیان حرف‌هایت از زبان یک شخصیت جدید.

احساس می‌کنم نوشته‌ام رو به اتمام است، خب اشکالی ندارد، سریع این نمودار را تقدیم می‌کنم تا به یک جمع‌بندی برسیم:

رابطه‌ی بین انتخاب «هویت» ارائه شده در وبلاگ و «اسم»ی که به عنوان نویسنده انتخاب شده، بسیار تنگاتنگ است و همین مسئله باعث شده یکی از فاکتورهای وبلاگ خوب انتخاب اسم مناسب برای نویسنده، نوع پردازش شخصیت مجازی و هویت او باشد. پسر مبتکر شماها این شماره، هویت‌های جالبی را برای وبلاگ‌نویسی پیشنهاد کرده، پیشنهاد می‌کنم بخوانیدش.

این‌که هویت وبلاگ‌نویس در وبلاگ و فضای اجتماعی نت (web2) چگونه باشد مسئله‌ای ویژه است ولی تأثیرش نکته‌ی مهم‌تری است که سعی کردم به گوشه‌ای از آن بپردازم. در قسمت وبلاگ‌های با هویت مجازی حقیقی، به وبلاگی لینک ندادیم تا شخصیت مجازی این دوستان حقیقتا حفظ شود.

شخصیت شما در وبلاگ‌تان چگونه است؟ به نظر خودتان خوب، مناسب و تاثیرگذار است؟ احیاناً نمی‌خواهید تغییرش بدهید؟

 

1 نظر


وبلاگ شخصیم به گونه‌ای است که بعضی اوقات فکر می‌کنم که چطور است برای وبلاگم رمز عبوری طراحی کنم تا فقط دوستان و آشنایانی که رمز را دارند وارد شوند. گرچه هرگز این کار را نکردم اما از هویت جعلی نیز استفاده نکردم چرا که همیشه و همه جا دوست دارم خود واقعیم باشم و پشت هیچ نقابی پنهان نشوم.

نظرات