وبلاگهای متفاوت و متنوعی را روزانه میخوانیم؛ وبلاگهایی با موضوعات مختلف. وبلاگهای روزنوشت، تحلیلی، خبری، سیاسی، وبلاگهای علمی و فتوبلاگها. مطمئنا فتوبلاگها را دیدهاید. از سویی دیگر وبلاگهایی هم هستند که با شرحهای زیبا زیر هر عکس، آنها را جالبتر و زیباتر میکنند.
بیشتر ما این روشها میشناسیم و باهاشان سروکار داشتیم. حتماً وبلاگ خودمان هم یک نمونه از آنها است. برای هر کدام از این سبکها نمونههای خوبی هست؛ که برای پیدا کردنشان میتوانید سری به مطلب علی مجاهد بزنید. اما قصد دارم سبک جدیدی را خدمتتان معرفی کنم که نامش را «عکسنگاری» گذاشتهام.
عکسنگاری چیست؟
من هر چه در نت و کتابهای مختلف گشتم در مورد «عکسنگاری» نتوانستم به منبع خوب و کاملی برسم. برای همین، خودم تعریفش میکنم: «عکسنگاری سبکی از بیان مضمون است در قالب تصویر و نگارشی بر تصویر که، هر دو مکمل یکدیگر هستند.» توان نویسنده در انتخاب عکس و نوشتهای که زیر آن مینویسد عکسنگاری را شاخص و متمایز میکند. تعریفی که از عکسنگاری گفتم به نظر ساده است ولی در عمل سهل ممتنع است.
عکسنگاری را میتوان آیندهی فتوبلاگها و وبلاگهای شرحعکس دانست. اگر عبارت «عکسنگاری» را در گوگل جستجو کنید، نتایج چندانی به دست نمیآورید جز بیت معروف حافظ که میگوید:
مرا عکس نگاری خوش به جام باده افتاده
که نقشی در همه عالم از این بهتر نمیدانم
خلاصه، عکسنگاری نگارشی است دربارهی عکس و نگاهی جدید به حالت و اتفاقات پیدا و ناپیدای عکس.
تنها چند نفر مثل آقای بلکبورد، آقای اوف، مهران سرمد و بامدادی در این قالب کار کردهاند. شاید از دلایل مهجور ماندن این سبک، ناآشنایی با آن و یا سهل ممتنع بودنش است.
اگر از فعالان نشریهها بپرسیم، توضیحهای کاملی در مورد شرحعکسنویسی میگویند. عکسنگاری در تعریف آنها بیشتر حالت خبری و اطلاعرسانی دارد که موضوع، تاریخ و مکان تصویر چاپ شده را بیان میکند. با دقت در تعریفی که از عکسنگاری گفتم، عکسنگاری بیانی است کاملتر از شرحعکسنویسی روزنامهای. به نوعی میشود آن را آیندهای سنجیدهتر، کاملتر و ظریفتر از فتوبلاگ و شرحعکس دانست.
تمایز عکسنگاری با فتوبلاگ و شرحعکسنویسی در نوع برخورد آنها با عکس و محتوای درون عکس است. قبول دارید که عکسهای خوب و قابل عرضه به مخاطب، حتما نکتهای برای بیان دارند؟ در واقع پیامبر تصویری هستند. شرحعکس معمولا فراتر از مفهوم رو و نمایان در تصویر نمیرود.
البته عکسنگاری با فتوبلاگ و شرحعکسنویسی رابطه تنگاتنگی دارد ولی نحوه و نوع بیان مطلب، در این سه روش با هم متفاوت است.
فتوبلاگ و شرحعکسنویسی نگاه نویسنده به یک موضوع، به یک عکس، به یک رویداد است. هر چه عکسهای فتوبلاگ زیباتر باشد، مخاطب زیبایی را بهتر و بیشتر لمس میکند، منظورم این است که از خود تصاویر و هنری که بکار رفته است، لذت می برند و در شرحعکس نویسی نیز که بیشتر حالتی خبری و اطلاع رسانی دارد، موضوع عکس و اتفاقی که در آن افتاده است اهمیت بیشتر دارد. ولی در عکسنگاری، نوشتن مطلبی نسبتا کوتاه در رابطه با تصویری که ممکن است از نظر هنری سطحی بالا یا پایین داشته باشند، مخاطب را از چارچوب عکس بیرون میبرد.
خواننده همراه با نگاه نویسنده نکاتی در مورد تصویر میخواند که در نگاه اول دیده نمیشود. نوشتهی همراه عکس خواننده را به سمت زمانی قبل یا بعد از گرفتن تصویر، جایی بیرون از کادر و یا پشت صحنهی آنچه در تصویر نمایان است، میبرد. از این جهت است که با شرحعکسنویسی تفاوت دارد. و از جهت انتخاب عکس و نوع تعامل با محتوای عکس نیز با فتوبلاگ تفاوتهایی ظریف دارد.
این سه سبک در استفاده از تصویر و همچنین دایرهی مخاطب با هم اختلاف بسیاری دارند. «عکسنگاری» با بیان حوادث پیش یا پس از عکس و آنچه در عکس نمایان نیست، خلاقیت خواننده را به کار گرفته و با اشارهای لطیف، لذت دیدن عکس را بیشتر و بهتر به کام مخاطب مینشاند.
عکس نگاری چگونه؟
در عکسنگاری برای بیان منظورمان فقط از ابزار تصویر و متن کوتاه میتوانیم استفاده میکنیم. این محدودیتها و به تبع آن، ظریف بودن بیان و تصاویر، باعث شده تا سبکهای متفاوت و منحصر به فردی برای عکسنگاری ایجاد شود. به نمونههای آن هم میرسیم و در موردشان خواهم گفت.
در وبلاگهای فارسی کمتر وبلاگنویسی توانسته وبلاگش را از فتوبلاگ و شرحعکسنویسی به عکسنگاری تبدیل کند. وبلاگ یک عکاس نمونهی خوبی است. بامداد با نگارشی متفاوت زیر عکسها مخاطب را همراه خود، از کادر تصویر بیرون میبرد و نکاتی فراتر از عکس را بیان میکند. مثلاً این عکسنگاری را ببینید، نویسنده در مورد صحبتهای گل و دیوار و رابطهای ناپیدا که در عکس نیست، صحبت میکند. تصاویری استفاده میشود که با مفاهیمی بیشتر و عمیقتر از آنچه در ظاهر عکس هست، همراه است. متن همراه عکس اغلب خواننده را به سمت مفاهیم برجستهتر هدایت میکند. شبیه اکتشاف است؛ کشف نکات ظریفی که مقداری دور از دیدهی ماست.
یکی دیگر از روشهای عکسنگاری استفاده از صناعات ادبی است. در وبلاگ یک عکاس دیدیم که حالتی انسانی به گل، گیاه و دیوار باعث جانبخشی به آنها شده بود. گفتگوی دیوار و گیاهها در عکس نمود ندارد ولی نویسنده شما را به آن ارجاع میدهد.
یک بار دیگر به این تصویر نگاه کنید، از عکس چه چیزهایی را میتوانیم درک و لمس کنیم. چند نوع بودن گیاهها، دو رنگ بودن آجرها، کنار هم بودن گیاهها و آجرها، همگی میتواند برای شما معنا و مفهوم داشته باشد که دستمایهی عکسنگاری دیگری باشد. میخواهم بگویم، نوشتهی همراه عکس و برداشتی که این نویسنده از عکس داشته است، آخرین چیز در مورد این تصویر نیست؛ شما هم برای خودتان برداشتی دارید که ممکن است از چشم نویسنده مخفی مانده باشد.
جایگاه عکس در عکسنگاری
انتخاب عکس مهمترین قسمت عکسنگاری است، چون مسیر یک عکسنگاری را مشخص میکند. عکس خوب یعنی شروع خوب ولی عکس بد یعنی جناب نویسنده دست نگهدار مطلبی که میخواهی بنویسی شاید عالی از آب در نیاید. در انتخاب عکس نباید نگران این بود که عکس خوشگل و قشنگی انتخاب شده، و یا حالت عکس و متن همراهش محافظهکارانه و محتاطانه هست، یا نه!
برای عکسنگاری تنها دو راه برای بدست آوردن عکس دارید؛
1. استفاده از عکسهای روی نت و استفاده از منابعی مثل فلیکر و فوتو نت
2. عکسهایی که خودتان با موبایل و دوربین گرفتهاید.
3. طراحی عکس
اگر خودتان عکاس باشید ارتباط بهتری با عکس برقرار میکنید. میدانید کی و با چه حسی آن لحظه را ثبت کردهاید. عکاس، عکس خودش را بهتر از دیگران میشناسد، برای همین چیزی را که در عکسش نمایان نیست و ارزشش را دارد که اشاره شود را بیان میکند. عکسنگاری برای عکس خودتان خیلی لذتبخشتر از نگارش بر عکسهای دیگران است.
اجازه بدهید مقداری عملیتر به مسئلهی انتخاب عکس نگاه کنیم. عکسنگار نگاهش را از تصویر، فراتر میبرد. در مورد حالتی صحبت میکند که در پشت این تصویر است؛ مثل رابطهی گل و دیوار. و یا در مورد چیزی که در دور دستها اتفاق افتاده یا در انتظار وقوع آن هستیم، صحبت میکند. گاهی عکسنگاری از حادثهای صحبت میکند که اتفاق افتاده و ما داریم اثراتش را میبینم؛ مثل مردی در حال سقوط یا نهنگی که در ساحل دارد میمیرد.
عکسنگاری میتواند نگارشی کوتاه بر عکس یک مطلب طولانی باشد. وبلاگ پاتریوت این کار را خیلی خوب انجام میدهد. در این وبلاگ با عکسنگاری سعی شده بخشی از بار مطلبی که میخواهد بگوید را با یک متن ساده زیر عکس بیان کند. و این زیبایی عکس نگاری است. این مطلب را ببیند.
از آنجایی که در وب کمتر کاری غیرممکن است، برای کسانی که دوربین ندارند هم راهحلی یافتهاند، چه کسی یا کسانی؟ عرض میکنم خدمتتان. آقای بلکبورد، شخصیتی ایجاد کرده است و حرفهایش را با تصویرسازی از این شخصیت بیان میکند. آقای اوف هم نمونهی خوبی از تصویرسازی است. آقای بلکبورد و آقای اوف خودشان تصویرسازی می کنند، و یک عکاس نیز با دوربین دیجیتالی. آقای اوف تصویری گرافیکی است که با اضافه کردن عناصر خاص با رنگ قرمز مطلبش را راحتتر بیان میکند. از طرفی متنی که به صورت دستخط روی عکس نوشته میشود، که جذابیت بیشتری دارد.
ساختن چنین تصویری هر بار حداقل یک ساعت کار فنی میبرد، ولی زیباست و مطمئنا ارزشش را دارد. شخصیت این دو و نوع بیان حرفهایشان و البته سبک تصویرسازی آنها منحصر به فرد است.
قسم حضرت عباس نخوردیم که حتما باید عکسمان منحصر به فرد باشد، عکسنگاری بخش عمدهای از قدرتش در نوشتهی همراه عکس است. گاهی عکسی مشهور یا یک عکس معمولی را میبینید و مطلب جالبی در موردش به ذهنتان میرسد، خب بنویسیدش. یک دیدگاه تازه دربارهی عکسی تکراری میتواند لذتبخشتر از تهیه، تنظیم یک عکس برای عکسنگاری باشد.
پس شد:
1. عکسهای خودمان
2. عکسهای تازه و دست اولی که از روی نت پیدا میکنیم.
3. تصویر سازی گرافیکی.
4. عکسهای تکراری و مشهور نت، ولی با نگارشی تازه.
اجازه بدهید استراحت کوتاه داشته باشیم. برای رفع خستگی این تصویر زیبا را ببینید.
نگارش در عکسنگاری
خدمتتان عرض کردم که انتخاب عکس، شروع مسیر یک عکسنگاری است. در ادامهی مسیر، باید متنی مناسب بنویسیم که بتواند مطلبی را که مد نظرمان است به خوبی بیان کند. نقطه قوت عکسنگاری اشاره به نکاتی است که در به چشم نمیآیند، و یا حداقل با نگاه اولیه نمیشود به آنها رسید. سؤال اینجاست که چگونه میتوان متنی مناسب نوشت؟
اگر بدانیم چه چیزی در این تصویر هست که میخواهیم در موردش بنویسم، نصف بیشتر راه را رفتهایم. ولی اگر سرگردان باشیم در انتخاب عکس و یا در انتخاب حرفمان، مقداری کارمان سخت میشود. اجازه بدهید با یک مثال ساده ادامه بدهم. تصویر زیبای طاووس سفیدی را دیدهام و خوشم آمده است. میخواهم به همراه متنی قشنگ که احساسم را نشان دهد در وبلاگم بگذارم. طاووس زیباس، سفید است، مثل برف، مثل لباس عروس، مثل پاکی است. هر کدام از اینها میتواند دستمایهی نوشتن شود. دقت دارید که بعضی از اینها در تصویر نیست؛ نه برفی هست، نه لباس عروسی.
قسمت نگارش بر عکس نقطهی اختلاف و ایجاد عکسنگاریهای مختلف است. به نظر من این قسمت لذتبخشترین قسمت عکسنگاری است؛ جایی که تفاوتش را با فتوبلاگ و شرحعکسنویسی به وضوح میبینیم. جایی که اندیشه و احساسی که مایهی تفاوت بین انسانهاست به عکسنگاری وارد میشود. بیان دیدگاههای متفاوت، باعث ایجاد فضای بازتری میشود و نتیجهی ان انتقال بیشتر و متنوعتر مفاهیم است. به این دلیل بود که خدمتتان عرض کردم عکسنگاری، سنجیدهتر، کاملتر و ظریفتر از فتوبلاگ و شرحعکسنویسی است.
صحبتمان خیلی طولانی شد، انشالله روشهای انتخاب عکس در حالات مختلف و کار روی عکسها و نحوه انتخاب نگارش همراه عکس را در شمارههای بعدی خدمتتان عرض میکنم. امیدوارم عکسنگاری بتواند جایگاه خوبی را در وبلاگستان فارسی پیدا کند.
راستی تا یادم نرفته، اینجا نتوانستیم نمونههای زیادی را خدمتتان معرفی کنیم. خوشحال میشوم عکسنگاریهای خودتان و یا دیگران را در قسمت نظرات لینک بدهید تا هم ببینیم.


3 نظر
نظرات