زبان وبلاگی؛ خدمت یا خیانت؟

نگاهی به جایگاه زبان وبلاگی و تأثیر آن بر زبان معیار

پویا شوقی

نگاهی به جایگاه زبان وبلاگی و تأثیر آن بر زبان معیار شکل‌گیری و گسترش وبلاگ تا حد زیادی حاصل میل انسان‌ها بود به «شخصی‌نویسی» و «استقلال» در نویسندگی. همین ‌نیز موجب شده‌ ‌است تا تلاش‌ها در راستای ساماندهی نگارش و نویسندگی در وبلاگ‌ها با نوعی «مقاومت» از سوی وبلاگ‌نویس‌ها روبرو شود. سؤال بزرگ اینجاست که نقش زبان و وابستگی‌های زبانی را چگونه و به چه معیاری باید تعریف کرد؟ وبلاگ‌نویسی تا چه حد لازم است پیرو اصول و قواعد زبانی باشد؟ نوآوری‌های وبلاگ‌نویسان تا چه‌حد مقبول زبان‌دانان است؟ و نهایتا مفهوم «زبان‌وبلاگی» دقیقا یعنی چه؟

رضا شکر‌اللهی نویسنده‌ی وبلاگ «خوابگرد» از برجسته‌ترین وبلاگ‌نویسانی است که تلاش‌هایی را در راستای «استانداردسازی» سبک نگارش در وبلاگستان انجام داده‌ است. از اقدامات برجسته‌ی او انتشار «غلط‌نامه‌»ای بود که برخی از اشتباهات نگارشی رایج وبلاگستان را یادآوری می‌کرد. وی مدتی قبل در مصاحبه‌ای با وبلاگ «بیلی و من» از انگیز‌ه‌های خود نسبت به شروع این‌ کار و نیز میزان تأثیرگذاری‌اش گفت. شکراللهی معتقد است قواعد نگارشی رفته‌رفته دارند در وبلاگستان جدی‌تر گرفته می‌شوند. او علت این امر را رواج کارکرد رسانه‌ای وبلاگ‌ها می‌داند. به‌بیان دیگر وقتی وبلاگ‌ها از یک صفحه‌ی شخصی تبدیل به رسانه‌ی مخاطب‌دار می‌شوند لزوم جذب مخاطب، میل به «آراسته‌نویسی» را در وبلاگ‌نویسان افزایش می‌دهد.

هنگامی که صحبت از زبان وبلاگی و کارکردهای آن به‌میان می‌آید باید توجه داشت که نه وبلاگ پدیده‌ای با قالب و فرم مشخص است و نه وبلاگ‌نویسان نگاه ثابت و یکسانی به وبلاگ و وبلاگ‌نویسی دارند. از همین رو می‌توان وبلاگ‌نویسان را در یک تقسیم‌بندی به «روزانه‌نویس»، «‌آی‌تی‌نویس»، «سیاسی‌نویس» و... تقسیم‌بندی‌ کرد. واضح است که هر یک از وبلاگ‌نویسان با توجه به هدف و محتوای مطلب خود ناگزیرند ادبیات خاصی را برگزینند که خود به خود نوعی تأثیر از خارج روی «وبلاگ‌نویس» محسوب می‌شود. با این وجود نوشتن در وبلاگ خود به خود تأثیراتی را بر نگارنده می‌گذارد. اینجاست که مفهوم «زبان وبلاگی» با کارویژه‌هایش متولد می‌شود.

وبلاگ «من و بیلی» که چندی پیش گفتگوهایی را با چند تن از صاحب‌نظران وبلاگستان انجام داد در مصاحبه‌ای با «ف.م. سخن» مفهوم «وبلاگی» بودن را تشریح کرد. سخن معتقد است که هر نوشته‌ای را که در یک وبلاگ نوشته می‌شود، نمی‌توان لزوما «وبلاگی» خواند. به‌ عقیده‌ی او باید از یک نوشته‌ی وبلاگی بوی تفاوت احساس شود و در حقیقت نوشته با یک ستون مطبوعاتی تفاوت‌های خاص خودش را داشته ‌باشد. از همین‌رو نیز معتقد است مثلا وبلاگ پربازدید و محبوب «خوابگرد» در حقیقت یک نشریه‌ی الکترونیک هنری است. او «وبنوشت‌ها»ی ابطحی را مثال خوبی از آنچه وی «وبلاگی‌ نوشتن» می‌خواند می‌داند.

مفهوم «مطالب وبلاگی» را می‌توان نه‌فقط به مطالب یک وبلاگ بلکه حتی به ظاهر و قالب وبلاگ نیز تعمیم داد. برای تشریح این مفهوم لازم است روی توافق‌هایی که حاصل شده‌ است مانور داد. یکی از این توافق‌ها «کارکرد‌ رسانه‌ای وبلاگ» است. دیگر عنصر مهم را وی ویژگی‌های منحصر به فرد وبلاگ نظیر «شبکه‌ی‌ پیوندها» یا همان لینک دادن است که برآیندش «ارجاع متن‌ها»ست می‌داند. «زبان» به‌کار رفته در وبلاگ نیز از عناصر مهم تشخیص و تمایز «مطالب وبلاگی» است که میان وبلاگ و غیر وبلاگ تمایز ایجاد می‌کند.

سوال بزرگ اما اینجاست که «زبان وبلاگی» چیست و چگونه می‌توان تعریفش کرد و سازمانش داد؟ شکراللهی از سه شیوه‌ی متفاوت نگارش در وبلاگستان یاد می‌کند و برای تشریح آنها مثال‌هایی را نیز ذکر می‌کند:

شيوه‌ی محاوره‌ی قاعده‌مند: «چند روزه که به انتخابات فکر می‌کنم. هنوز نمی‌دونم به کی‌ بايد رأی بدم. اصلا رأی بدم يا ندم. ولی با اين اوضاع قاطی پاتی بايد حواس‌مون باشه که يه وخ کلاه سرمون نره.»

شيوه‌ی مقاله‌نويسی از نوع آماتوری: «چندين روز می‌باشد که بحث انتخابات ذهن من را به خودش مشغول داشته است. هنوز به اين باور نرسيده‌ام که رأیم را برای چه کسی به صندوق بريزم. مهم‌تر از آن اين که هنوز بر من روشن نيست که آيا بايد رأی داد يا نه. اما بديهی می‌باشد که با وضعيت پيچيده‌ی امروز، مراقب باشيم که خطا نکنيم و اقدامی نکنيم که بعدها از آن پشيمان بشويم.»

شيوه‌ی شکسته‌نويسی: «اين چند روز ذهنم بدجوری درگير انتخابات است. به کی رأی بدهم؟ اصلا شرکت بکنم يا نه؟ با اين آشفته‌بازار خر تو خر فکر می‌کنم بايد حواس‌مان باشد کلاه سرمان نرود.»

از میان سه شیوه‌ی بالا «شکسته‌نویسی» مقبول‌ترین شیوه‌ است که هر نویسنده‌ای با اندکی تمرین می‌تواند شخصیت خود را در آن تعریف کند. شکسته‌نویسی به وبلاگ‌نویس اجازه می‌دهد تا بدون «شلختگی و بی‌قیدی» واژه‌های تازه‌ساخت را در نوشته‌اش ذکر کند و به‌کار برد.

مناسبات زبانی حاکم بر وبلاگستان فارسی را می‌توان در بعدی وسیع‌تر در وبلاگستان انگلیسی‌زبان یافت. یکی از وبلاگ‌نویسان که در راستای تعریف مفهوم زبان وبلاگی در سطح وبلاگستان بین‌المللی تلاش‌هایی انجام داده‌است جفری نونبرگ است. وی که مدتی است نویسنده‌ی وبلاگی گروهی با نام «زبان‌لاگ» (=Languagelog) است، وبلاگستان را مانند میز ناهارخوری یک دبیرستان توصیف می‌کند. در نوشته‌ای با عنوان «وبلاگ‌نویسی در سالن نهارخوری بین‌المللی» بیان می‌کند که گرایش قشر بزرگی از روزنامه‌نگاران به وبلاگ در حالی صورت گرفت که این افراد هنوز با زبان وبلاگ و مقتضیاتش آشنایی نداشتند. نونبرگ سپس به جمله‌ای از ملکه‌ ویکتوریای بریتانیا اشاره می‌کند که در توصیف صحبت کردن فردی می‌گوید: «با من جوری صحبت کرد که احساس کردم با یک جمعیت در یک میتینگ صحبت می‌کند».

مشکلی که نونبرگ بدان اشاره می‌کند برای اقشار مختلفی حین ورودشان به فضای وبلاگی رخ داد. او اما با اشاره به تحقیقی از سوی موسسه PEW اشاره می‌کند که زبان وبلاگی حاصل فعالیت قشری بود که بیشترین اقبال را به این ابزار رسانه‌ای نشان دادند: دانشجویان، کارمندان و مادران خانه‌دار. تحقیق موسسه PEW شمار وبلاگ‌نویسان این قشر را بسیار بیشتر از وبلاگ‌نویسان قشر سیاسی‌نویس یا روزنامه‌نگاران می‌داند. با این وجود به عقیده‌ی نونبرگ در بسیاری از بررسی‌ها این قشر اقلیت (سیاسی‌نویسان)، به عنوان نماینده‌ی وبلاگ‌نویسان منظور می‌شوند.

تحقیقات قابل توجهی نیز بر روی نقش عوامل مختلف شخصیتی بر روی زبان وبلاگی انجام گرفته ‌است. یکی از این تحقیقات که توسط دو استاد دانشگاه به‌ نام‌های دیوید هافکر و ساندرا کالورت انجام شده ‌است به ‌بررسی نقش سه‌عامل «جنسیت، هویت و زبان» روی وبلاگ‌های نوجوانان می‌پردازد. نتایج این تحقیق به‌ویژه از این نظر قابل توجه هستند که می‌توان بسیاری از فاکتورهای مورد توجه آن را به وبلاگ‌های افراد سایر سنین نیز تعمیم دارد. برای مثال جنسیت همواره تأثیر فراوانی روی زبان وبلاگی به‌‌کار رفته از سوی وبلاگ‌نویسان زن دارد. به‌زبان دیگر، می‌توان تفاوتی قابل فهم را میان «مرد مجازی» و «زن‌مجازی» در وبلاگ‌ها احساس کرد. هویت نیز از عواملی است که روی محتوای وبلاگ تأثیر فراوان دارد. برای مثال در این تحقیق آمده است که «نه‌تنها نوجوانان از وبلاگ به‌عنوان دریچه‌ای برای بیان کردن هویت خود بلکه برای عرضه‌داشتن عقاید، تجربیات و احساساتشان با زبان به‌کار رفته استفاده می‌کنند.» ناگفته پیداست که هویت عاملی تعیین‌کننده بر این زبان به‌کار رفته است. «جنسیت، هویت و زبان در وبلاگ‌های نوجوانان» از این حیث قابل توجه است که با معیارهای علمی و آکادمیک به‌سراغ وبلاگ - به‌عنوان رسانه‌ای که توانایی انتقال «شخصیت» افراد را دارد- می‌رود.

 

 

نظرات