مجمع مشترک‌المنافع وبلاگ‌ها!

نگاهی به رابطه‌ی سرویس‌بلاگ‌ها با یکدیگر؛ در ایران و خارج از ایران

سید ایمان ضیابری

مقدمه
نگاهی به رابطه‌ی سرویس‌بلاگ‌ها با یکدیگر؛ در ایران و خارج از ایران امروزه نام وبلاگ‌نویسی در جهان با نام برخی از عناصر گره خورده است. مهم‌ترین این عناصر، سرویس‌دهندگان خدمات وبلاگی هستند که درهای اطلاعات را به روی میلیون‌ها مشتاق وبلاگ‌نویسی، اطلاع‌رسانی و دانایی گشوده‌اند.

این سرویس‌ها که بدون شک در حال حاضر وردپرس و بلاگ‌اسپات محبوب‌ترین و مشهورترین آن‌ها به شمار می‌روند، یک پل ارتباطی بین لغات و عبارات نویسنده‌ با جهانی نامحدود از مخاطبان که هیچ‌کس نمی‌تواند دامنه‌ی آن‌ها را تعیین کند، برقرار می‌سازند و یک ایده‌ی ساده را تا مرحله‌ی شکوفایی و تعالی، از خانه‌ی عادی‌ترین شهروندان پایین شهر تا کاخ رییس جمهور یک کشور، پرواز می‌دهند.

نخستین وبلاگ در سال 1994، توسط یک دانشجوی آمریکایی کالج استوارت‌مور به نام جاستین هال نوشته شد و سه سال بعد تنی چند از روزنامه‌نگاران و استادان دانشگاه، عنوانی با نام «وبلاگ» برای آنچه که سه سال پیش برای اولین بار به عنوان یک دست‌نوشته‌ی روزانه روی اینترنت منتشر شده بود، معرفی کردند.

در عمر 14 ساله‌ای که از نوشته شدن نخستین وبلاگ می‌گذرد، اتفاقات فراوانی در این عرصه روی داده و بزرگان زیادی به زمره‌ی وبلاگ‌نویسان پیوسته‌اند؛ از محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهور ایران، گرفته تا لاری کینگ، باسابقه‌ترین مجری شبکه‌ی خبری CNN. رسانه‌های زیادی هم در زمینه‌ی وبلاگ‌نویسی، به عنوان پدیده‌ی نوظهور عصر اطلاعات، اظهار نظر کرده‌اند؛ از نیویورک‌تایمز گرفته تا الجزیره، از فایننشال‌تایمز تا پرس تی‌وی.

با این حال، آنچه که در این مجال به آن پرداخته خواهد شد، یک ویژگی عمده و غیرقابل انکار است که وبلاگستان فارسی را با وبلاگستان جهانی به طور عمده متمایز می‌کند و آن‌ها را در دو جبهه‌ی کاملا متفاوت قرار می‌دهد. آنچه که می‌توان تعبیر «مجمع مشترک‌المنافع وبلاگ‌ها» برای جهانی شدن وبلاگ‌نویسی نامش نهاد و در حال حاضر، چند کشور اروپایی و آمریکایی برای استفاده از مزایای آن، بیشترین تلاش و هزینه‌ها را صرف می‌کنند.

همبستگی سرویس‌دهنده‌های اینترنتی
این‌روزها دیگر عجیب نیست اگر تنها با داشتن یک شناسه‌ی کاربری بتوانید از خدمات چندین سایت مهم و معتبر استفاده کنید. نمونه‌ی ساده‌اش این است که شما با شناسه‌ی گوگل خود می‌توانید هم‌زمان از Picasa، Gmail، Orkut و بلاگ‌اسپات به اضافه‌ی چندین سرویس و خدمت دیگر بهره بگیرید، بدون اینکه نیاز به ثبت‌نام مجدد داشته باشید. علاوه بر این، می‌توانید با یک شناسه‌ی گوگل، در یاهو مسنجر، پال‌تاک، AOL و چندین سرویس دیگر هم چت کنید، ایمیل بفرستید و همه‌ی این ارتباطات را در نرم‌افزاری مانند Outlook به صورت یک فایل هوشمند Import کنید.

این یعنی شبکه‌ی Interconnected سرویس‌دهنده‌های اینترنتی که البته بخش عمده‌ی قدرت‌یافتن و نفوذ آن‌ها به مسائل سیاسی و اقتصادی کلان برمی‌گردد. از جمله اینکه در کشوری همانند ایالات متحده، تقریبا‌ همه‌ی کمپانی‌های چندملیتی و به‌ویژه شرکت‌های فعال در عرصه‌ی IT و فناوری، به صورت Cartel و Trust اداره می‌شوند؛ به این معنا که یک یا چند سرمایه‌دار با شراکت همدیگر، اقدام به خریدن و تصاحب کردن چند صد شرکت اقماری و کوچک با قیمت‌های ناچیز می‌کنند و از این طریق، تسلط اختاپوسی خود را بر اقتصاد گسترش می‌دهند.

معروف‌ترین این شبکه‌ی اختاپوسی، News Corporation آمریکا است که تنها بیش از 10 هزار مؤسسه، کمپانی و شرکت وابسته در قالب مجله، روزنامه، رادیو، تلویزیون، وب‌سایت، فروشگاه، چاپخانه، استودیو، گروه موسیقی، تیم فوتبال و کانون تبلیغاتی در 6 کشور جهان دارد و رقم کارمندانش به بیش از 70 هزار نفر می‌رسد.

متأسفانه ما چنین نمونه‌هایی در کشور خود نداریم و بزرگ‌ترین کمپانی‌های چندرسانه‌ای ما نیز دولتی هستند و این محدودیت، ابتکار عمل را به شدت از گردانندگان و مسئولان رأس کار می‌گیرد. برای نمونه می‌توانیم به IRIB به عنوان کارتل صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران اشاره کنیم که بیش از 70 شبکه‌ی استانی رادیو و تلویزیون، 7 شبکه‌ی ملی تلویزیونی، 10 شبکه‌ی ملی رادیو، بیش از 30 شبکه‌ی رادیویی و تلویزیونی بین‌المللی (که ما از میان معروف‌ترین آن‌ها سحر، جام‌جم، الکوثر، المنار و Press TV را می‌شناسیم)، مجموعه‌ی روزنامه‌های جام‌جم (فارسی، عربی، انگلیسی، ویژه‌نامه‌های هفتگی)، مجموعه‌ی مجلات سروش، مؤسساتی مانند سروش‌سیما و سروش‌رسانه و بسیاری دیگر از متعلقات را دارد که اصطلاحا به آن‌ها Business asset گفته می‌شود. با این حال، مجموع این متعلقات به مرز کمتر از 1000 نزدیک می‌شود که دلیل اصلی آن هم نیاز به وجود کنترل دولتی است.

در عرصه‌ی اینترنت فارسی نیز ما نمونه‌های انگشت‌شماری را با این شرایط سراغ داریم. شاید مجموعه‌ی سایت‌های شرکت آریاگستر که سرویس وبلاگ‌نویسی پرشین‌بلاگ یکی از آن‌هاست، تنها مجموعه‌ی یک‌پارچه‌ی اینترنت در کشورمان به شمار رود که البته خود با مشکلات متعددی روبه‌رو است و بعد از هجوم اینترنتی به دامنه‌ی PersianBlog.com با یک بحران اعتباری و کاهش شدید محبوبیت مواجه شد.

اینکه داشتن یک شناسه و ID، برای حضور شما در عرصه‌ی کارتل‌های جهانی اینترنت کفایت کند، واقعیتی است که از اقتصاد یک‌پارچه‌ی جهانی در غرب ناشی می‌شود و حاصل ساده‌ی فرآیند جهانی شدن اقتصاد است که با اتصال به مجموعه‌هایی همچون صندوق بین‌المللی پول (IMF)، بانک جهانی (WB) و سازمان تجارت جهانی (WTO) ممکن می‌شود و کشور ما در حال حاضر به صورت رسمی در هیچ‌کدام از این سازمان‌ها عضویت ندارد.

به عبارت دیگر، این واقعیت که شبکه‌ی پیچ‌درپیچ و عنکبوتی سایت‌های مرتبط و به ظاهر نامرتبط و مستقل در سطح بین‌المللی، یک کاربر را تنها با یک شناسه‌ی کاربری می‌شناسند و همه‌ی خدمات خود را به همان شناسه ارائه می‌دهند، تنها حاصل یک برنامه‌ریزی صرف در دنیای مجازی نیست، بلکه به ریشه‌های اقتصادی فراوانی در دنیای واقعی برمی‌گردد که با بسترسازی‌های طولانی‌مدت محقق شده است. این قاعده طبیعتا در مورد وبلاگ‌سرویس‌ها و حتی وبلاگ‌سرویس‌هایی که از طرف یک کمپانی تغذیه نمی‌شوند و تحت قیومیت چند شرکت یا کارتل متفاوت هستند نیز صدق می‌کند. این یعنی گره‌زدن منافع مشترک با یکدیگر، در جهت تقویت سود خالص و منافع تقسیم‌شدنی.

وبلاگ‌سرویس‌‌های مشترک‌المنافع 
امروزه دیگر عجیب نیست اگر بتوانید با داشتن یك شناسه‌ی كاربری ساده، هم‌زمان امکان نظر دادن در بخش کامنتینگ سرویس‌های مختلف وبلاگ‌نویسی را پیدا کنید. نمونه‌ی ساده اینکه اگر شما کاربر وردپرس باشید، می‌توانید با شناسه‌ی اصلی خود، در وبلاگ‌های بلاگر هم کامنت بگذارید بدون اینکه نیاز به لاگین (Login) مجدد داشته باشید.

نمونه‌ی دیگر نیز ارتباط نزدیک و هماهنگ فیدخوان‌های وبلاگ‌سرویس‌های بین‌المللی است که نیازی به تعریف و شناسایی ندارد و تنها با معرفی کردن نشانی یک وبلاگ (و نه نشانی فایل RSS) در میزکار (Dashboard) سرویس مورد نظر شما، ممکن می‌شود.

سوییچ (Switch) شدن بین قالب‌های مختلف گرافیکی، برای وبلاگ‌سرویس‌های مطرح بین‌المللی، مانند بلاگر، ورد‌پرس و پلت‌فرم‌های وبلاگ‌نویسی همانند MT، دیگر قابلیتی است که مشترک‌المنافع یا Commonwealth بودن این سرویس‌ها به شما ارائه می‌کند.

هرچند این اشتراک منافع و تقسیم منابع‌ ممکن است در یک نگاه ظاهری و سطحی، باعث ایجاد رکود اقتصادی، از‌ دست ‌رفتن کاربران و یا بروز بحران‌های اعتباری برای وبلاگ‌سرویس‌ها شود که به نوعی بنگاه‌های بزرگ تجاری هستند و در تلاش‌اند تا حتی یک کاربر خود را نیز از دست ندهند –هرچند که در ازای فراهم کردن فضای وبلاگ‌نویسی، هیچ وجهی را دریافت نمی‌کنند و همه‌ی خدماتشان رایگان است– اما غور و مطالعه‌ی عمیق‌تر، واقعیات پشت پرده‌ی این به اشتراک‌گذاری منافع و منابع را روشن‌تر خواهد کرد.

نخست اینکه اگر سابقه‌ی کار در فضای این وبلاگ‌سرویس‌ها را داشته‌اید یا در وبلاگ‌های تحت پوشش آن‌ها گشت زده‌اید و به نحوه‌ی تبلیغاتشان دقت کرده‌اید، خواهید دانست که همانند سایت‌ها و وبلاگ‌سرویس‌های ما، به طور افراطی و دافعه‌دار، از تبلیغات حجیم گرافیکی و انیمیشن‌های رنگارنگ استفاده نمی‌کنند و حداکثر تبلیغاتشان به پیام‌های متنی و درج نشانی سایت آگهی‌دهنده خلاصه می‌شود و در عین حال، گران‌ترین فضاهای تبلیغاتی را نیز به کاربران خود پیشنهاد می‌کنند.

دلیل اصلی این موفقیت، کسب اعتبار و معرفی خود به عنوان یک «براند» تجاری مهم است که حتی دادن آگهی متنی ساده (Plain text) در سایت آن‌ها نیز اعتبار و ارزشی برای سفارش‌دهنده‌ی تبلیغات محسوب می‌شود و این اعتبار، به غیر از مسیر همکاری جمعی و اشتراک منافع‌، از راه دیگری کسب نشده است.

دوم اینکه بسیاری از این وبلاگ‌سرویس‌های بین‌المللی، امکان استفاده از قابلیت‌های زبانی یکدیگر را به آسانی فراهم کرده‌اند و به کاربران خود اجازه می‌دهند که مطالب و نوشته‌های یک وبلاگ‌سرویس رقیب را با کمک ابزارهای زبان (Language tool) فراهم شده، ترجمه نمایند که این امر نیز به گسترش اعتبار و جایگاه بین‌المللی آن‌ها کمک می‌کند.

مطالعه‌ی همه‌ی این نمونه‌ها و موارد که در سطح محدود و جامعه‌ی آماری تعریف‌شده‌ای به نام دنیای وبلاگ‌ها بررسی شد، به ما نشان می‌دهد که علی‌رغم وجود شدیدترین، و گاه ناعادلانه‌ترین رقابت‌ها در دنیای متکثر غرب برای کسب بیشترین عواید و منافع ممکن، که گاهی تلاش برای حذف یا ضربه‌زدن فیزیکی به رقیب را نیز منجر می‌شود، اتحاد برای رسیدن به یک هدف مشترک ملی و بین‌المللی که ریشه در تفکرات و عقاید خدشه‌ناپذیر آن‌ها دارد، هرگز توقف ندارد و در این راه، به اشتراک‌گذاشتن داشته‌های فنی، منابع مالی و توانایی‌های علمی، یک راه حل متداول و معمول است.

راه‌های زیادی وجود دارد که مدیران وبلاگ‌سرویس‌های ایرانی بتوانند به کمک آن‌ها، ضمن حصول اطمینان از تداوم و بقای محصول و خدمت خود، تأثیرگذاری بیشتری در فضای مجازی داشته باشند و کاربرانشان را از نتیجه‌ی شیرین خدمت‌رسانی الکترونیک بهره‌مند کنند؛ با این حال دست یافتن به چنین شرایطی، نیاز به یک اراده‌ی جمعی و آینده‌نگری دارد که مدیران وبلاگ‌سرویس‌های ایرانی باید به آن باور پیدا کنند.

راه حل‌های بومی
شاید در حال حاضر این امکان وجود نداشته باشد که وبلاگ‌سرویس‌های ایرانی که معمولا توسط اشخاص و افراد مستقل اداره می‌شوند، منافع اقتصادی خود را با یکدیگر گره بزنند تا در نهایت بتوانند یک خدمت رضایت‌بخش به کاربران خود ارائه دهند. این امر، تنها یک سیاست و تصمیم‌سازی اینترنتی نیست که جمعی از فعالان IT در مشاوره با همدیگر آن را حل و فصل کنند، بلکه به ساختارهای اقتصادی ما برمی‌گردد و ممکن است نیاز به یک راه‌حل بسیار بلندمدت داشته باشد.

با این حال، «ایزوله» بودن بلاگ‌‌سرویس‌های ایرانی نسبت به یکدیگر و مهجوریت فعلی آن‌ها در ارتباط با وبلاگ‌سرویس‌های بین‌المللی، در برخی موارد فرار کردن کاربران به سمت سرویس‌های غیرایرانی را باعث می‌شود. نمونه‌ای از آن را می‌توان در پیامدهای اقدام عجیب مسئولان سایت بلاگفا در مسدود کردن امکان انتقال محتوای بلاگفا به وردپرس یافت که باعث شد بسیاری از کاربران بلاگفا در آن زمان، وبلاگ‌های خود را به نشانه‌ی اعتراض تعطیل کنند و وبلاگ‌های جدیدی در وردپرس بسازند؛ حال آن که این فعالیت روتین، تقریبا بین همه‌ی سرویس‌دهنده‌های حرفه‌ای به صورت معمول انجام می‌شود و بلاگ‌اسپات، MT و وردپرس از پیشتازان آن به شمار می‌روند.

از سوی دیگر، بسیاری از موانع ایدئولوژیک دیگر که البته ریشه‌های اصیل فرهنگی نیز دارند، باعث می‌شود مدیران بلاگ‌سرویس‌های ما نتوانند برای گره‌زدن منافع و آینده‌ی کاری خود با یکدیگر به توافق برسند. مهم‌ترین بحث، بر سر جذب تبلیغات وبلاگ‌سرویس‌هاست که بیشتر بر اساس سلیقه‌ها و انتخاب‌های شخصی انجام می‌شود تا یک مجموعه اصول تدوین‌شده و مشخص. به عنوان نمونه، در جهت‌گیری تبلیغات وبلاگ‌سرویس پارسی‌بلاگ، همواره می‌توان رنگ‌ و بوی متعادلی از تجارت، فرهنگ، هنر و مذهب را یافت، در حالی که بلاگفا در موارد متعدد با تبلیغات نرم‌افزارهای هک، استراق سمع،‌ سرقت اطلاعات و... باعث ایجاد برخی مشکلات حتی در میان وبلاگ‌نویس‌های خود شده است.

با تمام این اوصاف، آنچه که به عنوان راه حل می‌توان برای شرایط فعلی مطرح کرد، مذاکره‌ی بین خود مسئولان وبلاگ‌سرویس‌هاست. ما در حال حاضر چند ده وبلاگ‌سرویس اقماری داریم که با کمتر از 200 یا 300 کاربر، عملا غیرفعال هستند و هیچ سودی را عاید جامعه‌ی اطلاعاتی نمی‌کنند.

تقسیم شدن فضا، امکانات و داشته‌های این سرویس‌های اقماری و کوچک با یکدیگر و الحاق آن‌ها به سرویس‌های اصلی به صورت توافقی، تنها راه حلی است که می‌تواند وبلاگستان ایرانی را از افت کمی و کیفی شدید ماه‌های اخیرش نجات دهد و آن را دوباره به قافله‌ی توسعه و پیشرفت وبلاگ‌نویسی جهانی متصل کند.

 

نظرات