بلاگفا را شاید بتوان بزرگترین میزبان وبلاگهای فارسیزبان در وب فارسی دانست. سراغ چند نفر از وبلاگنویسان بلاگفایی میرویم تا از نزدیک با نظرات کاربران این سرویس آشنا بشویم. مهمترین و اولین سؤال، حُسنها و ضعفهای این سرویس از دید کاربران آن است.
از آناهیتا که اسم وبلاگش ماه آبی است میپرسم: «این چند ماهی که با بلاگفا کار کردی، به نظرت چه حسنها و چه ضعفهایی داره؟» آناهیتا میگوید: «بزرگترین حسن بلاگفا سادگی پنل اون هست.» میپرم وسط و میگویم: «پنل نه البته! میز کار!» سری تکان میدهد و ادامه میدهد: «کاربر با قسمت مدیریت وبلاگش خیلی راحت ارتباط برقرار میکنه و میتونه راحت ازش استفاده کنه.» و ادامه میدهد: «سریعه، صفحهها راحت باز میشن، از قسمت نظراتش هم راضی هستم».
بله! این از خوبیهای بلاگفا. میگویم: «نمیخوای عیبهاش رو بگی؟» بلافاصله میگوید: «عیب بزرگی نداره به نظر من. فقط گاهی مشکلاتی توی سرویسش به وجود میاد که به نظرم بیشتر سرویسا این مشکلات رو دارن».
همین سؤال را از عباس حسیننژاد میپرسم که یکی از بیشمار وبلاگهایش(!)، اسمش هست «غیر ممکن است! ». دو کلمهای جوابم را میدهد: «سادگی و سرعت بالای لود شدنش». دو کلمه بیشتر شد! و بیفاصله توضیح میدهد: «این سادگی رو که میگم حسی هست که فضای خلوت و شیرین بلاگفا به آدم میده و من از این بابت لذت میبرم.» با کنجکاوی میگویم: «عیبی نداره یعنی؟» به آرامی میگوید: «عیبی که بشه نام برد به ذهنم نمیاد. در کل پنل خوبی داره».
و اینک نوبت میرسد به نویسندهی وبلاگ «پلهپله تا ملاقات خدا» که زیر عنوان وبلاگش نوشته «من میم هستم، حدود 27 سال سن دارم و از دیار غربت مینویسم». در جواب سؤالم میگوید: «بزرگترین حسنش اینه که فارسی نوشتن توش خیلی راحته و کلا ادیتور سادهای داره و همه میتونن باهاش کار کنن.» و ادامه میدهد: «اما خب، عیبش هم اینه که امکانات جانبیش، خیلی کمه دیگه؛ مثلا قالبای سادهای داره که همه مثل همن، فقط رنگاشون فرق داره».
سرم را میچرخانم سمت لیلاسادات باقری که اسم وبلاگش سیصد و سیزده بهشتی است. میپرسم: «نظر تو چیه؟» تا اینجا فرصت داشته خوب فکر کند. میگوید: «فكر میكنم یكی از بزرگترین محاسن بلاگفا، ساده بودن و در عین حال پیشرفتنش با روز باشه؛ مخصوصا ارتقای سیستم تو بخش مدیریت كه جای تقدیر و تشكر هم داره» بعد ادامه میدهد: «ضمن اینكه صفحهی مدیریتش به راحتی قابل دركه و نتیجتا موجب سهولت در كاركرد كاربر هم میشه.» و بعد از این همه حُسن، میگویم: «عیب بلاگفا چیه به نظرت؟» میگوید: «یكی از مشكلات، و شاید هم به گزاف نباشه كه بگیم تنها مشكل بلاگفا كه كوچیك هم نیست، عدم نظارت صحیح و اخلاقی بر محتوای بلاگهاست. باز هم تأكید میكنم که این مشكل هم چندان كوچیك و قابل اغماض نیست».
خب! این از خوبیها و اشکالهای بلاگفا. برویم سراغ سؤال بعدی. از آناهیتا میپرسم: «وبلاگایی که میخونی، همهشون بلاگفایی هستن؟» آناهیتا میگوید: «این واقعا بستگی به مطالب وبلاگایی که میخونم داره. ولی به نظر من هر چی وبلاگ سریعتر باز بشه و لود بشه، خیلی راحتتره خوندنش.» سؤالی به ذهنم میآید: «یعنی آناهیتا هنوز گوگلریدر رو کشف نکرده؟!»
نظر عباس حسیننژاد را هم میشنویم: «برای من زیاد فرقی نمیکنه که کدوم سرویسدهنده و کجا؛ به صورت درهم استفادهی فرهنگی میکنم از وبلاگها».
از میم میپرسم: «تو هم برات فرقی نمیکنه بلاگفایی باشن یا نه؟» میگوید: «چرا. بیشتر از بلاگفا میخونم. چون آپدیت شدنشون رو بهم نشون میده. ولی از سرویسای دیگه هم میخونم».
و لیلاسادات هم اینگونه جواب میدهد: «من با محتوای این سؤال مشكل دارم. چرا كه مهمتر از سرویسدهندهی یك وبلاگ، محتوای اون هست كه یقینا در جذب مخاطب، با توجه به سلایق، مؤثره. هرچند حضور توی وبلاگای بلاگفا برام راحتتر و یا شاید آشناتره، كه این هم به حضور وبلاگ خودم تو این سرویس برمیگرده؛ اما این هم در مقابل محتوا و حرفای گفتنی وبلاگ مورد علاقه و مساوی با ارزشای خودم، اهمیت چندانی نداره».
شاید بیربط باشد، اما از میم که خارج از ایران است و در یک سرویس ایرانی وبلاگ مینویسد، میپرسم: «چرا توی یه سرویس خارجی وبلاگ نمینویسی؟» با حس خاصی میگوید: «من فکر میکنم وقتی خودمون سرویسای خوبی داریم، چرا باید از خارجیها استفاده کنیم. اینطوری میتونیم از سرویسای داخلی حمایت کنیم».
آناهیتا هم انگار بخواهد حرف میم را تأیید کند میگوید: «در حقیقت باهاشون راحت نیستم. من توی همین بلاگفا احساس راحتی میکنم. همین صفحهی مدیریت کاربر سادهش رو خیلی دوست دارم».
از عباس حسیننژاد میپرسم: «وقتی این همه سرویس خارجی هست، چرا سرویس ایرانی؟» میگوید: «دلیل خاصی نداره. ما یک جایی برای خودمون خونه درست کردیم و داریم توش کیف میکنیم؛ حالا چه دلیلی داره بریم یه خونهی تازه برای خودمون درست کنیم؟ هرچند فضای سرویسدهندههای خارجی وسوسهکننده است».
سؤال را که از لیلاسادات میپرسم، میگوید: «اگه بدونم سیستم قویتر و در عین حال راحتتری برای كار كردن و طراحی قالب و...، نسبت به بلاگفا وجود داره، شاید هم برم. مهم محتوا و حرفای گفتنیه یه وبلاگه و حضور تو یه سرویس خارجی یا داخلی، در مرحلهی بعد قرار میگیره كه فیالحال با حضور سرویسایی مثل بلاگفا لزومی به این كار نمیبینم».
باشه! قبول. همگی بلاگفا را دوست دارند و نمیخواهند ازش دل بکنند. حالا فرض کنیم... فرض محال که محال نیست! فرض کنیم میخواهید یک جای دیگر وبلاگ بنویسید. کجا میروید؟
آناهیتا جواب میدهد: «من از این سرویس بیرون نمیرم!» میگویم: «ای بابا! فرض کن رفتی!» میگوید: «اگه یه روزی خواستم وبلاگم رو جابهجا کنم، حتما دامین شخصی میگیرم».
رو میکنم به عباس، میگوید: «البته من یه مولتی بلاگرم و تو بیشتر سرویسدهندهها مینویسم؛ تو هر کدوم یک نوع یا چند نوع نوشتن رو تجربه میکنم؛ ولی اگه بنا به اجبار و اصرار باشه که شما میفرمایید، بلاگر رو میتونم به سایر سرویسدهندهها ترجیح بدهم».
میم هم میگوید: «میرم وردپرس، چون امکاناتش خیلی زیاده».
و بالاخره لیلاسادات هم به سؤال آخرم جواب میدهد: «وردپرس رو هم میپسندم؛ اون هم به خاطر محاسن مدیریتش».
تمام شد! تنها یک چیز مانده و آن اینکه دوست داشتم بیش از این حرف میزدیم و میشنیدیم. نه! یک چیز دیگر هم مانده: از آناهیتا، عباس، میم و لیلاسادات عزیز ممنونم که در این گفتوگو همراهیمان کردند.

نظرات