کجا بهتر از اینجا
گپ و گفتی با پارسی بلاگیها
شاید ما هم بخواهیم یک روز وبلاگنویس بشویم! حتی اگر هیچگاه نخواهیم وبلاگنویس بشویم، خوب نیست بدون شناخت نسبت به سرویسهای وبلاگی دست از این دنیا بشوییم. اصلا مگر میشود کسی دویست سال زندگی کند و مثلا نخواهد حرفهای چند نفر پارسیبلاگی را نشنود؟ نه. امکان ندارد.
آمدهایم سراغ سه پارسیبلاگی. علی، وبلاگ آدمکها را همان اولین ماههای تولد پارسیبلاگ راه انداخته است. محمدعلی مقامی هم گرچه سن و سالش از ما نوجوانها و جوانها بیشتر است اما راحت و خوب وبلاگ مینویسد. بالاخره ممکن است کسی هم باشد که نخواهد اسمش را بگذارد توی وبلاگش. وبلاگ نسیمی از بهشت را که ببینید، میبینید یکی از نویسندههایش اسمش هست گنجشک کوچک.
به علی میگویم «بالاخره از چهار سال بیشتر است که داری توی پارسیبلاگ مینویسی؛ پارسیبلاگ چه خوبیهایی داره؟» و او هم میگوید «بزرگترین حسن پارسیبلاگ با توجه به کثرت بلاگها و وجود افکار و روشهای مختلف در دنیای وبلاگنویسی، وجود آرامشی خاص و فضای فرهنگی نزدیک به عقاید اصولی انسانها در فضای پارسیبلاگ، این سیستم رو متمایز کرده» اینها را که میگوید، به این فکر میکنم که «همین؟» و او ادامه میدهد که «و البته مدیریت محتوایی نسبتا قابل توجه این سیستم همچون یک یا دو مورد دیگر از سیستمهای فارسیزبان علاقهمندان زیادی به کاربری در این سیستم را به سمت خود کشیده».
میگویم «خب. خوبیهای پارسیبلاگ رو که گفتی. حالا بگو چه عیبهایی داره؟» علی هم انگار منتظر شنیدن همین سؤال باشد شروع میکند «به نظرم مهمترین عیب این سیستم، بسیار پیشرفته بودن اونه. شاید عجیب باشه این حرفم اما به نظر من خیلی از انسانها وقتی یک چیزی رو خیلی عالی و خوب تحویلشون داده میشه نهتنها خوب نمیتونن ازش استفاده کنن بلکه در بعضی جاها باعث زیادهخواهی کاربر هم میشه» خب این هم نظری است. باید برویم ببینیم واقعا اینطور هست یا نه.
از محمدعلی مقامی که معلم هم هست میخواهم نظر خودش را دربارهی خوبیها و عیبهای پارسیبلاگ بگوید. میگوید «از نظر من سرویس پارسیبلاگ یک سیستم کامل و خوب و قابل قبول است. بعضی امکانات آن از جمله امکان درج لوگوی دوستان را در هیچ یک از سرویسبلاگهای دیگر ندیدهام.»
چیزی به ذهنش میرسد. ادامه میدهد «ممکن است موضوع کنترل محتوایی شامل نوشتار و عکس از نظر بعضی افراد به عنوان محدودیت یا عیب قلمداد شود، ولی همین موضوع، پارسیبلاگ را به امنترین محیط وبلاگنویسی، خصوصا برای افراد کمسن و سال تبدیل نموده است.»
از گنجشک کوچک که میپرسم میگوید «بزرگترین حسن پارسیبلاگ مدیریتش هستش كه مذهبیه و امكاناتش كه از باقی سایتها پیشرفتهتره.» و انگار نمیخواهد از پارسیبلاگ عیبجویی کند!
خب. این از تعریف و تمجید و عیبجویی! از علی میپرسم «وبلاگایی که معمولا میخونی، پارسیبلاگی هستن همهشون؟» و او هم میگوید «به خوبی نمیتونم سؤال شمارو جواب بدم چون نزدیک به 6 یا 7 ساله که کاربر هستم و از زمانی که از سیستمهای خارجی استفاده میکردم تا به امروز از لحاظ مطالعهی دیگر بلاگها پستی و بلندیهایی وجود داشته که به نوعی میتونم بگم بیشتر به مطالب وبلاگ توجه دارم تا نوع سیستم وبلاگی اونها. اما بیشترین وبلاگهایی که میخونم، توی سرویسهای ایرانی هستن».
از محمدعلی مقامی میخواهم به این سؤال جواب بدهد. میگوید «معمولا از گروهبندیهایی که منجر به رفتار غیر عقلانی شود، خوشم نمیآید. برای بررسی وبلاگها، زیاد به همسرویسی بودن عقیدهای ندارم و آنچه را که جالب و مفید باشد اگر وقت داشته باشم میخوانم.»
و بالاخره میروم سراغ گنجشک کوچک و او هم جواب میدهد «وبگردی من بستگی به همسرویس بودن یا نبودن نداره.» میخواهم بپرم وسط و بگویم «پس چی؟» که خودش میگوید «من وبلاگها رو با توجه به قلم نویسندهشون میخونم. قلم نویسنده برام مهمتره تا سرویس یا نوع وبلاگ.»
خب. حالا میخواهم بدانم دوستان پارسیبلاگی چرا نمیروند توی سرویسهای خارجی وبلاگ بنویسند. محمدعلی مقامی میگوید «معمولا بیشتر مخاطبان فارسیزبان در سرویسهای ایرانی پرسه میزنند و در نتیجه این سرویسها بهترین محل برای عرضهی مطلب به زبان فارسی است.» البته این را هم میگوید که «من در وبلاگهای انگلیسیزبان و عربزبان هم وبلاگ تشکیل دادهام ولی این وبلاگها فعلا فعال نیستند.»
از گنجشک کوچک که میپرسم میگوید «اینجا توی پارسیبلاگ احساس امنیت خاصی هست كه توی هیچ سرویس دیگهای تجربش نكردم.» چه خوب!
و بالاخره از علی میپرسم که چرا نمیرود سرویسهای خارجی. او هم میگوید «اوایل آشنایی به وبلاگنویسی در سیستمهای خارجی فعالیت میکردم که بعد از آغاز به کار اولین سرویس وبلاگدهی فارسی تصمیم به فعالیت در سیستمهای فارسی و ایرانی گرفتم تا به امروز.» به علی نگاه میکنم و میگویم «خب؟» و او ادامه میدهد «وقتی ما بهترین سیستمهای وبلاگدهی با بهترین امکانات را در اختیار داریم که همراهه با فضایی ایرانی و صمیمی که بیشتر از سیستمهای خارجی قوانین رعایت میشه و همهی خواستههام به راحتی در سیستمهای ایرانی قابل پیادهسازیست، چرا برم سرویسهای خارجی؟»
این از این. میرسیم به سؤال آخر.
از گنجشک میپرسم «فکر کن میخوای بری یه جا غیر از پارسیبلاگ. کجا میری؟» میگوید «پارسیبلاگ چیز دیگری است. هر چند مدام ایراد فنی دارد یا ورود به سایت با مشكل همراه است ولی باز اینجا رو ترجیح میدم.» به این میگویند کاربر وفادار یا سرویس جذاب؟
رویم را میبرم سمت علی. شروع میکند به گفتن. «چون زحمت زیادی من و دوستانم در وبلاگ آدمکها کشیدیم و سختیهای زیادی پشت سر گذاشتیم و فضای دلخواه خودمون رو در وبلاگ حاکم کردیم و نتایج دلخواه کسب شده، به این آسونیها هم نمیشه از این سیستم رفت» عجب. میگویم «خوب شد گفتی. یادم رفت بگم که «آدمکها» خیلی وقته وبلاگ گروهی شده.» و او ادامه میدهد «اگر هم روزی بخوایم از اینجا بریم شاید پرشینبلاگ و یا شاید رفتن ما از پارسیبلاگ یعنی خداحافظی از جامعهی وبلاگی باشه.»
و محمدعلی مقامی هم آخرین جواب این گزارش را میدهد «همانطور که گفتم من در سرویسهای دیگر هم وبلاگ دارم، ولی هرگز به فکر انتقال فعالیت اصلی وبلاگنویسی خود از پارسیبلاگ به آن سرویسها نیفتادهام. یعنی اصلا این موضوع از مخیلهی من نگذشته است تا به فکر جایگزین باشم.»
خب. این هم از شنیدن حرفهای پارسیبلاگیها. البته اینها تنها سه نفر از همهی کاربران پارسیبلاگ بودند، ولی به هر حال چارهای نیست. به هر حال همهی این حرفها و نظرات، یک روز که خواستیم شروع به وبلاگ نوشتن کنیم به دردمان میخورد!
اگر تا امروز دست به وبلاگ نوشتن نبردهاید، این شمارهی شماها بهانهی خوبی است برای انتخاب یک سرویس وبلاگی خوب و بعد از آن هم شروع به نوشتن وبلاگ. فرصتها را که نباید از دست داد.
داشت یادم میرفت. از دوستان خوبم علی، محمدعلی مقامی و گنجشک کوچک ممنونم که برای آماده کردن این نوشته، با من همکاری کردند. شاد و آرام باشند. از شما هم ممنون. و شاد و آرام باشید همیشه. و البته وبلاگنویس هم باشید بد نیست!

2 نظر
نظرات