این شمارهی شماها در مورد سرویسهای وبلاگی است، و چه كار شاقی است تهیهی گزارش، آن هم دقیقا همزمان با فصل امتحانات میانترم. برای اینکه میزان رضایتمندی وبلاگنویسان وردپرسنشین را از وردپرسداتکام بدانم، میروم سراغ چند وبلاگنویس که از این سرویس وبلاگی خارجی استفاده میکنند.
اولین بار است اسم نگاه نو را میشنوم. وارد وبلاگش که میشوم حس میکنم باید آدم سرشناسی در وبلاگستان باشد. او چند مقاله در زمینهی وبلاگنویسی دارد. برایم جالب است کسی که حوزهی فعالیت وبلاگش سیاسی، اجتماعی و مذهبی است، اینطور سرویسهای وبلاگی را مورد بررسی قرار میدهد. از او میپرسم: «چرا وردپرسداتکام؟ مگه چه حسنی داره؟» میگوید: «توی وردپرس همهی حسنها بزرگان، از امکان آپلود فایل گرفته تا نبودن تبلیغات، سانسور، خرابی گاه و بیگاه سرور، امکانات جذاب وبدویی و...».
مطمئنا هر چیزی، هم حسن دارد و هم عیب. از عیوب وردپرس که میپرسم میگوید: «کلا سه تا عیبِ خیلی کوچیک داره و بس! اول اینکه جاوا در اون غیرفعاله و این باعث میشه بلاگر دستش تو کارای ابتکاری بسته بشه، دوم اینکه نمیتونی قالبی خارج از قالبای وردپرس داشته باشی؛ پس باید به همین لباس ِ فرم وردپرسی قانع باشی! سوم هم اینکه برخی اوقات برای ورود به سیستم، دچار مشکل میشی و باید از ترفندای استادانهی دورزنی استفاده کنی».
وب3 بتا هم در تحلیل سرویسهای بلاگی، وبلاگنویس فعالی است. وبلاگهایی روی وردپرس، بلاگر و تامبلر دارد. وب3، وردپرس را یکی از دروازههای وب2 و یک سرویس آماده و بیدردسر میداند. در مورد حسن و عیب وردپرس که میپرسم میگوید: «با امکاناتی که این سرویسا فراهم کردن، وبلاگنویس رو با خودشون به دنیای وب2 میکشونن. وبلاگنویس تو این سرویسا، دنیای جدیدی رو تجربه میکنه. امکانات و حتی خوانندههای وبلاگ، توی این دنیا متفاوتان». هنوز نپرسیدم «چهطوری؟» که خودش میگوید: «بهعنوان مثال بخش ابزارکهای وردپرسداتکام، از میون سرویسای وب2 از هر نوع، قدرتمندترینش رو گرد آورده». وب3 بزرگترین حسن وردپرس را ارتباط و حس کامیونیتی میان وردپرسیها، و عیب وردپرسداتکام را ندادن اجازهی ویرایشِ قالب و استفاده از کدهای جاوا میداند.
دوشیزه شین دانشجوی سختافزار كامپیوتر است و از خودش به عنوان یک تازهوارد نام میبرد و قضاوت را به افراد باتجربه میسپارد. وقتی نظر شخصیاش را میپرسم، میگوید: «خود من بهشخصه، امکان آمارگیری، امکان مسدود کردن دیدگاههای جفنگ و امکان دستهبندی پیوندها رو محاسن وردپرس میدونم. بزرگترین عیب وردپرسداتکام، کُند بودن اون هست. همچنین محیط داشبورد اون برای کاربرای تازهکار پیچیده و گیجکننده به نظر میاد».
کمال.ش به تازگی کارشناسی ارشد قبول شده و حسابی سرش شلوغ است. در مورد حسن وردپرس که میپرسم میگوید: «کلا وردپرس همهش حُسنه!» و همانند دوشیزه شین، عیب وردپرس را سرعت پایین و سخت لود شدن میداند. وقتی از کمال میپرسم چرا در سرویسهای فارسی نمینویسی، میگوید: «سرویسای داخلی مشکل زیاد دارن. اولینش سختتر بودن کامنتگذاری و جدا بودن کامنت از متن نوشته است که اصلا دوست ندارم. به نظرم کامنتها باید زیر متن دیده بشن، نه تو یه صفحهی جدا. دومین مشکل سرویسای داخلی هم اینه که اسپمگیر درست و حسابی ندارن، و سومین مشکل اساسی اینه که اگه بخوای از اونا خارج بشی باید قید وبلاگت رو بزنی، چون بکآپی از وبلاگت نمیدن» و این بار برای خودم هم سؤال میشود که یعنی میهنبلاگ و پرشینبلاگ و پارسیبلاگ هم مثل بلاگفا قسمت اکسپورت ندارند؟!
همین سؤال را از دوشیزه شین میپرسم. جواب میدهد: «من چند سال تجربهی وبلاگنویسی تو سرویس خوب بلاگفا رو داشتهم. بلاگفا در زمان آغاز وبلاگنویسیم نیازهای من رو برآورده میکرد، ولی در حال حاضر اینطوری نیست. داشتن فضای آپلود برای من از اولویتهای اولیهی انتخاب سرویس وبلاگنویسیه. محیطی که به روز باشه، محیطی که امکان لاگین برای کامنتگذاری و حذف امکان سوء استفاده و جعل کامنت رو بده. برای من داخلی یا خارجی بودن سرویس مهم نیست. مهم امکانات و امنیت یه سرویسه. بهشخصه از پیشرفت سرویسای داخلی خوشحال میشم و امیدوارم که سرویسای داخلی گامهای بلندتر پیشرفت رو بردارن».
وب3 یاد یکی از مقالههایش (+) میافتد و برای استفاده نکردن از سرویسهای وطنی، چند دلیل میآورد: «اولا مطالب منتشره تو وبلاگا باید مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران باشه، ضمنا از فیـلتر سلایق مدیرای سرویسا هم بگذره. چه بسیار وبلاگایی که به دلیل همسو نبودن با سیاستهای جمهوری اسلامی یا سلایق مدیرای این سرویسا، حذف شده یا میشن و اغلب هیچ تعهدی در قبال وبلاگنویسا و مشکلاتِ احتمالی اونها ندارن. در صورت درخواست مقامات، ملزم به در اختیار گذاشتن اطلاعات شخصی کاربران هستن. فیـلترینگ شدیدتر بوده، نوع فیـلترینگ متفاوت و اغلب همراه با حذف کامل وبلاگه».
به این فکر میکنم که این دلایل برای کسی که نوشتههای سیاسی و یا ضدنظام دارد باید مهم باشد، نه برای افرادی مثل او و یا من، که خود وب3 ادامهی دلایلش را اینطور توضیح میدهد: «تو سرویسای داخلی، یه گروه برای پاسخگویی به سؤالاتِ وبلاگنویسا وجود نداره و به دلایل فراوون، ادامهی حیات طولانیمدت این سرویسا نامحتمله. بارها اطلاعات و مطالبِ وبلاگها در اثر مشکلات فنی و غیرفنی حذف شده و از دست رفته. هیچگونه تضمینی برای حذف نشدنِ وبلاگ و مطالب اون وجود نداره. مدیریت توسط یک نفر یا یه گروه محدود، با سرمایهای محدود و سلایق خاص، انجام میشه. این سرویسا به جزیرهای جدا از دنیا میمونن و جز فارسیزبانها، همسایهی دیگهای ندارن. توانایی همگامی با تغییراتِ نوین وب رو ندارن. هیچ ارتباطی بین سایتها و سرویسای مهم، با این سرویسا برقرار نیست. اغلب بهشون امکانی افزوده نمیشه. روند تغییرات خیلی کُند هست و هرگونه تبلیغ و آگهی رو تو مکان دلخواه خودشون تو وبلاگا به نمایش میذارن».
نگاه نو انگار داغ دلش تازه شده باشد از گذشتهی وبلاگیاش میگوید و اینکه وبلاگنویسی را با پارسیبلاگ شروع کرده و به خاطر یكسری مسائل مدیریتی به پرشینبلاگ و بعد به بلاگفا مهاجرت کرده و بعد از یك زمان، روی میهنبلاگ و بلاگاسپات هم یک تستی کرده و حتی تجربهی هاست شخصی هم داشته است. «من با همهی این حوادث و اتفاقاتی که برام افتاده بود، وقتی سرویسِ باکیفیتی مثل وردپرس رو دیدم که هم میتونستی داخلش فایل آپلود کنی، هم سرعتِ لود صفحاتش بالا بود، هم مشکلات فنی و امنیتی سرویسای وطنی رو نداشت، هم بهصورت حرفهای اداره میشد، هم امکانات جذاب وبدویی زیادی داشت، هم با نرمافزارهایی مثل لایو رایتر سازگار بود و هم از محیط اجتماعی خوبی برخوردار بود، طبیعتا جذب این سیستم شدم».
بحث به وبگردی میرسد. میپرسم: «بیشترین وبلاگایی که میخونی همسرویسای خودت هستن یا از سرویسای دیگه؟» کمال میگوید: «بیشتر، از وبلاگای وردپرس میخونم و اکثر دوستام هم همینجا روی وردپرسداتکام هستن. دلیلش هم اینه که راحتتر میتونم براشون کامنت بذارم یا وارد وبلاگشون بشم؛ اما تو سرویسای دیگه، مخصوصا ایرانیها، کامنت گذاشتن خیلی سخته». وب3 بتا هم وبگردیاش را محدود به حوزهی IT میداند و میگوید: «از اونجا که آیتینویسها اغلب تو یکی از سرویسای وردپرس، بلاگر یا تامبلر وبلاگ مینویسن، بنابراین تقریبا فقط وبلاگای این سرویسا رو میخونم» و بعد توضیح میدهد که این محدود به وبلاگستان فارسی و شخصیت آیتیهای خودش هست.
دوشیزه شین جور دیگری جواب میدهد: «هیچوقت نمیشه محتوا رو فدای سرویس وبلاگنویسی خاصی کرد؛ یا لااقل برای من اینطوری بوده. من بدون توجه به سرویس وبلاگنویسی و با توجه به محتوای وبلاگها، خوانندهی اونا هستم».
نگاه نو با لحن خندهداری میگوید: «من اصلا وبلاگ نمیخونم و یا اگه بخونم خیلی کم این کار رو انجام میدم» و میگوید که ترجیح میدهد وقتش را صرف خواندن سایتهای خبری و تخصصی کند تا وبگردی، و اضافه میکند: «چندتا وبلاگی هم که میخونم، از سرویسای مختلف هستن. من هم سرویسپرست نیستم؛ بلکه محتوا برام از این چیزا ارزش بیشتری داره».
دوست دارم بدانم هر یک از اینها اگر قرار باشد از وردپرس به سرویس دیگری مهاجرت کنند، کدام سرویس را انتخاب میکنند. دوشیزه شین خیلی خلاصه میگوید که وردپرس نیازهایش را تأمین میکند و فعلا قصد رفتن از آنجا را ندارد.
نگاه نو هم امیدوار است وردپرس خانهی آخرِ وبلاگیاش باشد. وب3 بتا هم میگوید: «برای همیشه تو این سرویس میمونم؛ مگر اینکه سرویس بهتری ظهور کنه یا این سرویس دچار مشکل بشه. در صورتی که این سرویس دچار مشکل بشه، شاید به IdeaFry.com برم؛ چون با سیستم مدیریت محتوای وردپرس اداره میشه و امکانات گستردهای داره».
و کمال که حرف خیلی جالبی میزند: «اگه بخوام از وردپرس برم، خودم یه وبلاگ داتکام درست میکنم. اون هم با نیروی وردپرس؛ اما اگه بخوام رایگان باشه، بلاگها رو ترجیح میدم؛ چراش هم معلومه: وردپرسه!» اینجا بود که حس کردم یک وردپرسی هر کجا که برود باز وردپرسی خواهد ماند!
و این بود گزارشی از چند وردپرسی! امیدوارم شنیدن نظرات مختلف این چند نفر، توانسته باشد شما را با این سرویس بیشتر آشنا کند.

4 نظر
نظرات