وقتی اسم شهر یا کشوری میآید، دربارهی مردمش چه فکری میکنید؟ مثلا بیشتر ما وقتی حرف از مردم ژاپن پیش میآید، آنها را انسانهایی فعال و سختکوش میدانیم. یا مثلا اصفهانیها را حسابگر. این تصور جمعی از کجا آمده است؟ آیا این تصور درست است؟ آیا باید درست یا غلط بودنش را ثابت کرد؟ چه تأثیری در افکار بقیه دارد؟ سؤال ریشهایتر اینکه آیا همهی مردم، این جاها را همان طور که ما فکر میکنیم میشناسند، با همان اوصاف؛ یا فقط برداشت شخصی و گاه ناقص است و نباید آن را به همه سرایت داد؟
وبلاگستان همان طور که از پسوند «ستان»اش پیداست، دیگر به معنای کشور، شهر یا دهکدهای برای زندگی مجازی آدمها شده است. دهکدهای که محلههایش سایتهای مختلف سرویسدهندهی وبلاگ هستند. بعضی محلهها قدیمیترند، بعضی شیک و نوسازند، محلههایی هستند پر از بنر و عکس و پوستر و برخی محلهها هم در این دهکده فراملیتیاند!
اینکه هر سرویسدهندهی وبلاگ با چه خصوصیتی شاخص شود، به چند مورد بستگی دارد؛ طرز تفکر و برخورد مدیر سرویس و گروه همکارانش، امکانات فنی سایت، پشتیبانی، حضور مسئولان سایت سرویسدهنده در مجامع وبلاگی و یا اقدام به تشکیل گروههای وبلاگی، شرایط سیاسی و فرهنگی جامعه در زمانی که آن سرویس راهاندازی شده است و...؛ مثلا سایتی که سیستم مدیریت محتوایی دارد و امکان نمایش اوقات شرعی و احادیث را در وبلاگها گذاشته است و در اخبار سایتش به مناسبتها و جنبشهای مذهبی توجه دارد، کاملا طبیعی است که قشر خاصی تمایل بیشتری به آن داشته باشند. مسئولان سایت برای کسی دعوتنامه نفرستادهاند. همین خصوصیات، ناخواسته جمعی وبلاگنویس با اندیشههای مشابه را دور هم جمع میکند. بقیه هم میتوانند در این سایت، وبلاگ بسازند؛ چنانچه ساختهاند. میتوانند اوقات شرعی و حدیث در وبلاگشان نداشته باشند و برای دل خودشان در محدودهی قوانین سایت بنویسند. برچسبی که به سایت میخورد، همیشه نقطهضعف آن نیست؛ اما گریزی هم از آن لقب و تبعاتش نیست!
یا مثلا برای بعضیها این برداشت پیش آمده که وبلاگنویسان سایت سرویسدهندهای، فقط در موضوعات خاصی در حوزهی تکنولوژی و کامپیوتر و آیتی مینویسند. حتما این تصور هم ریشه و خاستگاهی دارد. تازهتأسیس بودن سایت و علاقهی دوستداران کامپیوتر به پدیدههای نو و تازهنفس، میتواند جرقهی این صحبت باشد. چند وبلاگنویس فعال هم که در آن سایت کیبورد بزنند (معادل قلم زدن!) و بعضی ویژگیهای فنی، مثل پسوند https، میتواند این صحبت را کاملا علمی نشان دهد. این دلایل برای به وجود آمدن این تصور میتواند کافی باشد، اما برای پاک کردن این برچسب از روی سایت، معرفی چند وبلاگ به عنوان مثال نقض کافی است.
وبلاگستان دیگر برای خودش قدمت تاریخی هم دارد. حتما پیشکسوتان وبلاگنویسی و کسانی که پیگیر اخبار وبلاگستان هستند، زمانی را به یاد میآورند که یکی از سایتهای وبلاگنویسی دچار مشکلات فنی شده بود و سایتهای دیگر با لطایفالحیلی سعی میکردند کاربران آن سایت را به سمت خود جذب کنند. یا زمانی که سرور یکی از سایتها هک شد یا سایتهای جدیدی برای سرویسدهی وبلاگ روی کار آمدند. هر کدام از این تلنگرها باعث میشد -و کماکان باعث میشود- که این جامعهی وبلاگنویس از سرویسی به سرویس دیگر سرازیر شوند. حالا در هر زمانی بسته به سیاستهای دولتی که بر سر کار است، ضریب نفوذ اینترنت و وبلاگنویسی، عملکرد سایتهای سرویسدهنده، انتشار اخبار و شایعات و هزار و یک عامل ناشناختهی دیگر، ممکن است موازنهی کاربران غالب و مغلوب در یک سرویس به هم بخورد. زمان در اینترنت به دقیقه و ثانیهای سرنوشتها را تغییر میدهد.

1 نظر
نظرات