بیستم فروردین سال 1382، در شرایطی که هنوز ابهامات زیادی در مورد نخستین سرویس وبلاگنویسی ایرانی وجود داشت، دومین سرویس داخلی هم پا به عرصه گذاشت. بلاگاسکای با ظاهری ساده و در عین حال جذاب، رقیبی بسیار جدی برای پرشینبلاگ محسوب میشد.
در آن روزها، پرشینبلاگ گرچه در عرصهی وبلاگستان فارسی بیرقیب و یکهتاز بود؛ اما به همان اندازه، شایعه و حرف و حدیث هم در مورد نوع فعالیت و وابستگیهایش شنیده میشد. مهمترین اتهام وارده به پرشینبلاگ، همکاری با نهادهای امنیتی بود. در فضای وب فارسی، قابل هضم نبود که سایتی به صورت رایگان چنین امکاناتی در اختیار کاربرانش قرار دهد؛ سایتی که گردانندگانش چند جوان بیادعا و البته باهوش بودند. در چنین موقعیتی بود که حضور بلاگ اسکای، کمی جو روانی ایجاد شده را به نفع مدیران پرشینبلاگ تلطیف کرد.
با آمدن بلاگاسکای، وبلاگنویسان ایرانی و در رأس آنان، مؤسسان پرشینبلاگ متعجب شدند. آنها توقع نداشتند که بعد از ده ماه فعالیت، چنین رقیب قدرتمندی در کنارشان داشته باشند. نارضایتی آنان از بلاگاسکای را به صورت تلویحی میتوان در مصاحبههای آن روزهایشان دید.
درست در روزهایی که بلاگاسکای به عنوان دومین سرویس ایرانی، کار خود را شروع کرد، نخستین سرویس ایرانی درگیر مشکلات فنی بود. سرعت بسیار پایین، دشواری کامنت گذاشتن و کامنت خواندن و مهمتر از همه، در دسترس نبودنهای متوالی سایت، کاربران را کلافه کرده بود. همهی اینها دلیل خوبی بود برای اینکه موج مهاجرت از پرشینبلاگ به بلاگاسکای شکل بگیرد.
سرعت خوب بلاگاسکای و امکانات بیشتر آن باعث جذب کاربران زیادی شد؛ به طوری که با گذشت تنها بیست روز، شش هزار وبلاگ در آن ثبت گردید. به نظر میرسید بهار آن سال، به خزانی برای پرشینبلاگ مبدل خواهد شد؛ اما در اوایل اردیبهشت، همهی معادلات به هم خورد. هک شدن بلاگاسکای به خبر داغ محافل وبلاگی تبدیل شد. بلاگاسکای در دسترس نبود و کسی هم دلیل آن را نمیدانست. عدهای این اتفاق را ناشی از شیطنت مدیران پرشینبلاگ میدانستند. مصاحبهی مدیران پرشینبلاگ مبنی بر تمایل به همکاری با بلاگاسکای جهت رفع مشکلات امنیتی سایت، نه تنها شائبهها را کم نکرد، بلکه انگشت اتهام را بیش از پیش متوجه آنان نمود. البته تعداد زیادی از بلاگرها هم هک شدن سایت را کار گروه «مشقاسم» میدانستند که در آن زمان با گروه معروفش، رعب و وحشتی در دل مدیران سایتها به وجود آورده بود.
هرچه بود بلاگاسکای بعد از مدتی، دوباره برگشت؛ اما این بار به بهانهی افزایش کیفیت و خدماتدهی بیشتر به کاربران قبلی خود، از پذیرش عضو جدید خودداری نمود. محدودیت در عضوگیری و نیز عدم افزایش امکانات، محبوبیت بلاگاسکای را روزبهروز کمتر کرد. با این حال، کاهش اقبال عمومی به این سایت دلایل مهمتری هم داشت.
اوایل سال 83، مدیران بلاگاسکای در سایتشان خبر از مسدودسازی وبلاگهایی دادند که مغایر با توافقنامهی اولیه با وبلاگنویسان باشد. به دنبال آن، حذف بخشی از وبلاگها شروع شد. فیلترینگ بلاگاسکای هم شوک دیگری بود که باعث دلسردی کاربران گردید.
مدیران بلاگاسکای برخلاف همتایانشان در پرشینبلاگ، تن به گفتوگو و مصاحبه نمیدادند. در صفحهی اصلی سایت، اخبار چندانی درج نمیشد و مدیران سایت هم، وبلاگی برای اطلاعرسانی نداشتند. کسی از هویت آنان اطلاع نداشت و این برای کاربران چندان رضایتبخش نبود.
نخستین مصاحبهی آنان در ویژهنامهی روزنامهی همشهری، مورخ 30 خرداد 82، به چاپ رسید که در آن خبر از مذاکره با یک خریدار آلمانی داده بودند. این مصاحبه به صورت ایمیلی بوده و هیچ نام و نشانی از مؤسسان بلاگاسکای در آن درج نگردیده بود. در همین مصاحبه از قول مدیران سایت آمده بود: «عدم وجود [صفحهی] about در سایت، نه تنها ضعف به شمار نمیرود، بلكه به عنوان یك مزیت نیز مطرح است. تجربه نشان داده است شهرت همیشه خوب نیست و به حریم خصوصی زندگی افراد لطمه وارد میكند. به همین دلیل، گردانندگان تصمیم دارند كه از افشای مشخصاتشان خودداری كنند. همچنین این كار به ما این امكان را داده است كه راحتتر با افراد رابطه برقرار كرده و از محاسن و معایب سیستم از دید كاربران مطلع شویم.»
با افزایش سرویسهای وبلاگنویسی در ایران و گسترش رقابت برای جذب کاربران بیشتر، مدیران سایت مجبور به تغییر سیاست شدند. پس از سالها سکوت و بیخبری، اسامی مؤسسان بلاگاسکای منتشر شد.
مرتضی توکلی، مسعود چنگیزی و مهدی ملکی، پایهگذاران دومین سرویس وبلاگنویسی ایرانی بودند. همزمان با رسانهای شدن اعضای مؤسس سایت، نسخهی جدید بلاگاسکای با امکانات بیشتر منتشر گردید، فیلترینگ آن رفع شد و در اردیبهشت 86، با حضور جمعی از بلاگرها و فعالان وبلاگستان فارسی در باشگاه وبلاگنویسان تهران، جشن تولدی هم برگزار شد.
بیشک یکی از دلایل علنی شدن نام مؤسسان و حضور آنها در مراسمی چون جشن تولد بلاگاسکای و یا ایجاد غرفه در نمایشگاه الکامپ، اضافه شدن محمود اروجزاده به جمع مدیران سایت بود. وی که مسئولیت یک ماهنامهی کامپیوتری و یک سایت اینترنتی را هم برعهده دارد، از نخستین روزهای پیدایش وبلاگستان فارسی در کنار آن بوده و دو بار در سالهای 81 و 82، مسابقهی برترین وبلاگهای فارسی را برگزار نموده است.
محمود اروجزاده در اواخر سال 84، به عنوان مدیر رسانهای بلاگاسکای، وارد این مجموعه شد. او در مصاحبهای عنوان کرده که ارتباط با رسانهها و کاربران را تقویت خواهد کرد. شاید به همین دلیل است که مدیران سایت، پس از مدتها یادشان میافتد که باید وبلاگی داشته باشند. وبلاگ مدیران سایت مدتی پس از جشن تولد بلاگاسکای راهاندازی شد و بلافاصله بعد از آن، غرفهای در نمایشگاه الکامپ ایجاد گردید. گردانندگان سایت در سال 87 هم مانند سال قبل، نشان دادند که تمایل زیادی برای حفظ ارتباط با مخاطب و حضور در محافل رسانهای دارند. شرکت آنها در الکامپ امسال، دلیلی بر این مدعاست.

نظرات