یادداشت سردبیر

ارتباطات وبلاگی - انسانی

حسن اجرایی

وبلاگ و وبلاگ‌نویسی یک پدیده‌ی ساده و بسیط نیست. وبلاگ هم مانند همه‌ی ابزارهایی که با انسان پیوند خورده، پیچیدگی‌های انسانی به خود گرفته است، و روز به روز هم پیچیدگی‌هایش بیشتر می‌شود. ارتباطات وبلاگی - سخن سر دبیر

وبلاگ در اولین روزهای تولدش، تنها یک تکنولوژی بود که برای استفاده، نیاز به اندکی اطلاعات فنی داشت و اندکی هم انگیزه برای نوشتن. و هر چه گذشته است -در عین حفظ شاخصه‌های ذاتی‌اش- روز به روز به شخصیت انسان نزدیک‌تر شده است. درست‌تر البته این است که بگوییم انسان وجوه شخصیتی خود را به وبلاگ انتقال داده است. 

ارتباط را اگر از انسان بگیرند، چیز زیادی ازش نمی‌ماند؛ موجودی ابتر، که باید گوشه‌ای کز کند و عمرش را به تنهایی بگذراند و روز و شب در خودش غرق شود و چیزی به دست نیاورد و چیزی هم به کسی ندهد.

وبلاگ آن روزها که متولد شده، نه کامنت داشته و نه لینک. مانند آدم‌هایی که هر کدام در خانه‌ی خودشان تنها نشسته‌اند و پشت سر هم نامه‌هایی می‌نویسند و می‌گذارند سر جاده، تا مگر کسی از آنجا عبور کند و آن نامه را باز کند و بخواند. حالا از کجا معلوم که چه کسی خوانده و نخوانده، و چه اهمیتی دارد اصلاً که فهمیده آن نامه چه می‌خواسته بگوید یا نه؛ و اگر فهمیده، چه نظری داشته و چه حرفی برای نویسنده‌ی ناشناس نامه داشته است.

 البته همین روزها که وبلاگ‌ها کلی رشد کرده‌اند هم، کم نیستند وبلاگ‌هایی که وقتی بازشان می‌کنی، نه می‌توانی کامنت بگذاری، نه لینکی به کسی داده‌اند، و نه حتی نشانی ایمیل‌شان را کنار وبلاگشان گذاشته‌اند. انگار بعضی‌ها هم هستند که ترجیح می‌دهند نامه بنویسند و حرف بزنند و نامه‌شان را بگذارند سر جاده، تا کسی بخواند و برود؛ بی آنکه تفاوتی کند چه کسی خوانده و چه فکری کرده و چه حرفی خواسته بگوید و یا چه نصیحتی بخواهد به او بکند و حتی اظهار همدردی‌ای بخواهد بکند یا نکند.

 به راحتی می‌توان درباره‌ی مسائل فنی حرف زد و راهنما نوشت و ریز به ریز همه چیز را توضیح داد. می‌شود یک راهنما نوشت برای گذاشتن لینک‌های وبلاگ با استفاده از گوگل‌ریدر، با همه‌ی چیزهایی که می‌خواهیم. اصلاً می‌توانیم خودمان را راحت کنیم و از کسی خواهش کنیم این کارهای فنی را برایمان انجام بدهد؛ هیچ مشکلی هم پیش نمی‌آید.

مسایل فنی را اگر بلد نباشیم، یاد می‌گیریم. اگر هم نخواهیم یاد بگیریم، به کس دیگری می‌سپاریم تا برایمان انجام بدهد. اما نمی‌توانیم با کسی قرارداد ببندیم تا به نام ما، به وبلاگ‌های مختلف سر بزند و نظر بدهد؛ مگر اینکه یک متن مشخص بهش بدهیم تا برود و مانند یک ماشین، کامنت بگذارد. به علاوه بعضی چیزها یاد گرفتنی هم نیست. بدتر از آن اینکه یاد دادنی هم نیست حتی!

 مشابه همین دردسر در لینک دادن هم هست. آیا می‌توانیم به کسی بسپریم که برایمان چند وبلاگ خوب پیدا کند که بتوانیم در وبلاگ به‌شان لینک بدهیم؟ می‌توانیم به وبلاگ‌هایی لینک بدهیم که دوستانمان به‌شان لینک داده‌اند؟ یا وبلاگ‌نویسان محبوبمان لینکشان کرده‌اند؟ جواب همه‌ی این سؤال‌ها «نه» است. چرا که همه‌ی این کارها، راه‌حل‌های تکنولوژیک است؛ در حالی که ارتباط، یک مقوله‌ی انسانی است.

 هیچ دو نفری نیستند که اخلاق و رفتاری کاملاً شبیه به هم داشته باشند. و هیچ دو نفری نیستند که آن اندازه در اخلاق و رفتار شبیه باشند که بشود اشتباه‌شان گرفت. دست‌کم هم‌چه شرایطی خیلی خیلی کم پیش می‌آید. مگر اینکه البته یکی بخواهد ادای کس دیگری را در بیاورد، یا از روی دست دیگری تقلب کند! بر همین اساس، نمی‌توان دو وبلاگ پیدا کرد که دقیقاً به چند وبلاگ مشابه لینک داده باشند، آن هم با ترتیب مشابه؛ مگر اینکه یکی از این دو، اهل تقلب یا تقلید باشد!

 اینکه من وبلاگ‌نویس، به چه کسانی لینک بدهم، و در کدام وبلاگ‌ها کامنت بگذارم، و چگونه لینک بدهم، و با چه ترتیب و چه شیوه‌ای لینک بدهم، و در کامنت‌هایم چه شیوه‌ای داشته باشم و چگونه درباره‌ی نوشته‌های وبلاگی سخن بگویم، کاملاً از شخصیت من نشئت می‌گیرد. بنابراین هر کسی، شیوه‌ی خود را در کامنت نوشتن و لینک دادن دارد. با همه‌ی شباهت‌هایی که آدم‌ها می‌توانند در روش و منش و برخورد با هم داشته باشند، اما هر کدام، شخصیت مستقلی دارند و هر چه رفتارهای ما پخته‌تر و آگاهانه‌تر باشد، تمایز بیشتری ایجاد می‌شود.

 اندکی از فضای کامنت و لینک و وبلاگ بیرون بیاییم. انسان‌ها هر اندازه به رفتارهایشان دقت و ریزبینی بیشتری تزریق کنند، و هر اندازه رفتارهایشان را بر اساس بینش‌های درونی‌شان انجام بدهند، چهره‌ی یک‌دست‌تر و متمایزتری از خودشان به نمایش می‌گذارند، و نتیجه این می‌شود که شخصیت مستقلی ساخته می‌شود که به سختی می‌توان آن را شبیه انسان دیگر دانست؛ حتی اگر اشتراکات فراوانی با تعداد بی‌شماری از انسان‌ها داشته باشد.

همیشه این‌گونه نیست که تنها اختلاف‌ها و تفاوت‌های بزرگ بتواند سبب تمایز انسان‌ها از هم شود، بلکه بیشتر تمایزهای انسانی، از تفاوت‌ها و اختلاف‌های بسیار ریز و ناچیز متولد می‌شود.

 به وبلاگ برگردیم. از آنجا که کامنت و لینک، بیش از آنکه مربوط به دنیای دیجیتال باشند، از مقولات انسانی هستند، بنابراین دو بند پیش را می‌توان درباره‌ی ارتباطات وبلاگی هم گفت. اگر به مجموعه‌ی مناسبات پیرامون فرایند کامنت‌گذاری و لینک‌دهی، بگوییم ارتباطات وبلاگی، هر وبلاگ‌نویس یا -دقیق‌تر بگوییم- هر وبلاگ، می‌تواند یک شخصیت متمایز و مستقل داشته باشد که به راحتی هم می‌تواند به موجودی بی‌مانند و تک، تبدیل شود.

البته تبدیل شدن به یک شخصیت متمایز، به جز در ارتباطات وبلاگی، می‌تواند در ساحت‌ها و موضوع‌های دیگری هم اتفاق بیفتد، اما آنچه برای این یادداشت اهمیت دارد، ارتباطات وبلاگی است.

 در ارتباط دو انسان، همیشه باید مؤلفه‌های فراوانی مورد دقت قرار گیرد تا یک رابطه‌ی موفق شکل بگیرد. در وبلاگ هم همین وضع وجود دارد. تصور کنید کاربر تازه‌کاری را که می‌خواهد برای یک نوشته، کامنتی بنویسد و علاوه بر گفتن نظرش، به نویسنده‌ی آن نوشته و آن وبلاگ هم اظهار آشنایی کند، و در عین حال، نشانی وبلاگش را در اختیار دیگران قرار بدهد و چندین انگیزه‌ی دیگر. حتی ممکن است کسی بخواهد با انگیزه‌هایی کاملاً مقطعی کامنت بگذارد؛ مانند اینکه همین امروز مطلبی نوشته است و می‌خواهد چند جا کامنت بگذارد تا نوشته‌اش بیشتر دیده شود. می‌بینیم که برای رسیدن به یک هدف باید ملاحظات مختلف را رعایت کند، چون مطمئناً متن کامنت نباید به گونه‌ای باشد که کسی بتواند این کامنت را از نوع کامنت‌های «وبلاگ خوبی داری، به منم سر بزن» تشخیص بدهد.

 درباره‌ی لینک دادن هم همین اتفاق می‌افتد. لینک دادن، کارکردهای مختلفی دارد، همان طور که کامنت گذاشتن هم کاکردها و نتایج مختلفی دارد.

 می‌توان در جایگاه یک راهنما، توصیه‌هایی کرد برای بهتر کامنت گذاشتن و بهتر لینک دادن -که این نوع مطالب را در این شماره‌ی شماها هم می‌توانید بیابید-‌ اما نباید غافل شد از اینکه هر وبلاگ‌نویس، علاوه بر نوشته‌های وبلاگش، در لینک دادن و کامنت نوشتن هم باید خودش باشد و همان‌طور که خودش فکر می‌کند و خودش می‌خواهد کامنت بگذارد و لینک بدهد. اگر هم قرار است یک وبلاگ‌نویس، در نوشتن و لینک دادن و کامنت گذاشتنش، از کس دیگری تقلید کند، البته لابد دلیل قانع‌کننده‌ای برای خودش دارد، اما باید بداند آنچه تولید می‌شود،‌ از آن او نیست و خالقش او نیست، بلکه کس دیگری است.

 و سخن آخر اینکه همه چیز را می‌توان یاد داد و یاد گرفت، همه چیز را؛ اما بعضی چیزها هستند، که بخش یاد گرفتنی‌شان بسیار ناچیزتر از آن بخش اکتسابی و به دست آوردنی‌شان است. و با اطمینان باید گفت که ارتباطات وبلاگی، از آن چیزهایی است که شاید یک‌دهم آن را بتوان با یادگیری به دست آورد و بقیه را نمی‌توان کسب کرد، مگر با پختگی هر چه بیشتر در رفتارها و افزایش خودآگاهی و دقت.

 وبلاگ‌نویسی هنر سختی است؛ هنری که روز به روز بیشتر به زندگی معمولی ما شبیه می‌شود. انگار چاره‌ای نیست از اینکه بپذیریم دنیای مجازی جای خوبی برای فرار از زندگی حقیقی نیست؛ چرا که انسان –شاید حتی ناخودآگاه- ابزارهای دیجیتال را هم با قانون‌های انسانی بازسازی می‌کند.

 

4 نظر


چه عجب پس از ماه ها موفق باشید

من درباره ی مجله ی شما در وبلاگم نوشتم! و خواندن اون رو به بازدید کنندگانم پیشنهاد کردم! موفق باشید!

با آن جملات اول خیلی خیلی موافقم. وبلاگ و وب سایت هم می تواند شکلی از قلم و کاغذ برای نویسنده باشد. قلم و کاغذی که زندگی انسان را نوشته و ورق می زند.

چرا مجله تان اینقدر دیر به دیر منتشر می شود !؟ آخه ما تا کی باید دندون رو جیگر بذاریم تا ببینیم شماره 8 مجله اومده ؟ خسته شدم ...

نظرات