
صبح که از خانه بیرون میزنم، معمولاً کمی دیر شده است. آخرین جرعهی استکان چای را پشت در سر میکشم و استکان را همانجا روی جاکفشی میگذارم. پلهها را که پائین میآیم هنوز خمیازه میکشم. اما تا برسم محل کار و کارت بزنم، توی خیابان و راهروهای شرکت، با چندین نفر سلام و احوالپرسی میکنم و همین باعث میشود کاملاً بیدار شوم. حالا میشود گفت: سلام؛ صبح شما بخیر!
تفاوت اصلی محیط سایبر، قبل و بعد از فراگیر شدن وبلاگها، همان پدیدهی به اشتراکگذاری (Sharing) بود. آدمهای وبلاگنویس روزانه دربارهی اتفاقات گوناگون و روزمرگیهایشان، یادداشت مینوشتند یا تحلیل میکردند و این نوشتهها را با دیگران به اشتراک میگذاشتند.
آدمهایی که ارتباطهای اجتماعی برایشان اهمیت دارد، معمولاً در همان سلام و علیک اول، خودشان را نشان میدهند. اینجور مواقع، آدم انرژی سیالی را میبیند که با یک سلام ِ گرم منتقل میشود.
اگرچه وبلاگنویسان معمولاً جزء آدمهای فعال از نظر رابطهی اجتماعی محسوب میشوند، اما خیلی طول کشید تا این سلام و علیکهای وبلاگی بین آنها جا بیفتد. جمع کوچک وبلاگهای فارسیزبان در روزهای اول آنقدر نزدیک و محدود بود که در یک ساعت میشد سری به همهشان بزنی و از حال و احوالشان خبر بگیری.
بعد با سرعت زیادی این جمع گسترده شد. زیاد و زیادتر. آنقدر که گاهی مجبور میشدی از فلان وبلاگنویس، حال و روز وبلاگنویس دیگر را بپرسی یا اگر اتفاق مهمی میافتاد، شما هم پژواک آن را در وبلاگت بنویسی یا لینک بدهی. یعنی خبرها و اتفاقات جالب روی شبکه، دستبهدست و توسط لینکهای دوستانه منتقل میشد.
رفتهرفته توسعهی عرضی کاربران شبکه و صفحات اینترنتی باعث شد همیشه لینکهای جالبی وجود داشته باشند که هنوز دیده نشدهاند؛ در نتیجه، لینکدادن به این طرف و آن طرف، شد اخبار ساعت 14 وبلاگنویس، که در آن از هر دری سخن میگفت. به این ترتیب آرامآرام بخشی برای لینکدادن به اتفاقات و مطالب جالب روز، به وبلاگها اضافه شد. مثلاً یک وبلاگنویس، انتهای یادداشتی که برای وبلاگش مینوشت، یک خط میکشید و مینوشت: «لینکهای جالب روز».
بعداً روزهایی پیش آمد که بستهی لینک روز فراهم بود، اما وبلاگنویس حرفی برای گفتن نداشت تا زیرش خط بکشد و بنویسد: «لینکهای جالب روز». پس خیلی ساده، یک تغییر کوچک در پستهای وبلاگ ایجاد شد. از این به بعد، اتفاق میافتاد که یک وبلاگنویس یادداشتی منتشر کند که از ابتدا، فقط چند لینک جالب و مهم در آن وجود داشته باشد؛ یعنی مثل هر موضوع دیگری، اینجا هم پیش میآمد که حاشیه مهمتر از متن باشد.
کمی که جلوتر رفتیم، بعضی از سرویسهای وبلاگنویسی امکان مدیریت سادهتر و جداگانه را برای این لینکها فراهم کردند. به این ترتیب، وبلاگنویسهای فعال، در ستون کناری وبلاگشان یا قبل از اولین یادداشت، چند مطلب جالبی را که فکر میکردند برای مخاطبینشان هم احتمالاً اهمیت دارد، لینک میکردند. شاید این اولین بار بود که به طور رسمی، سلام و علیکهای بین وبلاگنویسها، پای ثابت وبلاگها شد و بسته به سلیقهی وبلاگنویس، اسمهای مختلفی هم پیدا کرد. خیلی رسمی که بخواهیم صدایش کنیم، میگوییم: «پیوندهای روزانه».
نمیدانم دقیقاً از چه زمانی مرسوم شد که لینکهای روزانه سه بخش اصلی داشته باشند؛ یک عنوان، یک نشانی اینترنتی و یک توضیح مختصر که البته از توضیحهای مرسوم بر روی لینکها کمی طولانیتر بود. درست است که همیشه برای این لینکها توضیح نوشته نمیشود، ولی یکی از تفاوتهای مهم پیوندهای روزانه با پیوندهای ثابت کنار وبلاگ، همین داشتن توضیح است. یک فرق دیگرشان هم ترتیب چینش آنهاست. لینکهای ثابت، بسته به سلیقهی وبلاگنویس به شکلهای مختلف مرتب میشوند، اما همهی وبلاگنویسها بالاتفاق، لینکهای روزانه را بر حسب زمان انتشار و به صورت نزولی مرتب میکنند.
جالب است! همیشه آدمهایی هستند که مترصد کشف نیازهای جدید کاربران اینترنت هستند تا سرویس یا وبسایت جدیدی عرضه کنند. خب، پدیدهی مهمی مثل پیوندهای روزانه هم از چشم این آدمها مخفی نماند. در حقیقت فراگیر شدن لینکهای روزانه میان اهالی اینترنت، باعث شد سرویسهای آنلاین ویژهای برای مدیریت و نگهداری پیوندهای روزانه ایجاد شود. سرویسهایی که به طور تخصصی بر روی ارائهی خدمات لینکی فعالیت میکردند و در نهایت خودشان یک تحول بزرگ در دنیای لینکهای روزانه ایجاد کردند.
سرویسهای جدید، میزبان خوب و مطمئنی برای ذخیرهی لینکهای روزانه بودند که بسته به ساختار فنیشان، بستهی کدی (script) در اختیار کاربر میگذاشتند تا بتواند آخرین لینکها را در وبلاگ و در معرض دید مخاطبینش قرار بدهد.
به این ترتیب، سرویسهایی مثل خوش.مز.ه (del.icio.us) یا اویاکس (oyax) شروع به کار کردند که امکانات جدیدی به وبلاگنویسها ارائه میدادند؛ مثلاً برای کاربر، این فضا را ایجاد میکردند که بتواند لینکهایش را دستهبندی کند یا برچسب (tag) بزند. یا اینکه از فراوانی تکرار این لینکها در وبلاگهای دیگر با خبر شود. اما مهمترین ویژگی لینکهایی که توسط این سرویسها مدیریت میشد، وجود خروجیهای RSS یا همان فید بود. به عبارت دیگر، با فراگیر شدن استفاده از سرویسهای مدیریت لینکهای روزانه، یک رسانهی جدید در کنار وبلاگها به وجود آمد که دیگر وابسته به وبلاگ نبود. درست است که هنوز هم دومین بخش مهم هر وبلاگ، لینکهای روزانهاش محسوب میشد، ولی موجودیت مستقلی از وبلاگ پیدا کرده بود؛ آنقدر که مخاطبین خاص و مشترکین (subscriptions) ویژهی خودش را داشت.
اما نوع دیگری از سرویسهای مدیریت لینکهای روزانه هم به وجود آمد که بیشتر به صورت افزونههای نرمافزاری بر روی برنامهی مدیریت محتوای وبلاگ مینشست و کار مدیریت پیوندها را بر عهده میگرفت. تنها تفاوت این دسته از برنامهها با سرویسهای آنلاین، محل ذخیرهسازی لینکها (بر روی فضای شخص کاربر یا فضای اختصاصی سرویسدهنده) بود. و البته واضح است که وابستگی این برنامهها به فضای ذخیرهسازی شخصی برای هر کاربر، باعث شد تا با اقبال کمتری مواجه شوند.
***
فکرش را بکنید؛ کاربران اینترنت در این زمان، از مرزهای جهان سایبر گذشته بودند و روزبهروز بر تعداشان افزوده میشد که ناگهان ...، نه اصلاً هم ناگهانی نبود، اتفاقاً آرامآرام رخ داد؛ یعنی یک رویداد تدریجی. تقاضا وجود داشت، عرضه به وجود آمد. تقاضا شدت گرفت، عرضه جدیتر شد. استفاده از اینترنت و فعالیت مجازی فراگیر شده بود. از طرف دیگر، محیطهای موجود نمیتوانست نیازهای اهالی سایبر را برای به اشتراکگذاری –همان روح وب جدید و مظهر آن، وبلاگها– بر طرف کند؛ پس شبکههای اجتماعی جدیدی ایجاد شد که میتوانست همهی فعالیتهای مجازی یک نفر را در یک حساب کاربری (account) با دیگران به اشتراک بگذارد. اینجا بود که استقلال پیوندهای روزانه از وبلاگها بیشتر نمود پیدا کرد.
این شبکههای اجتماعی، معمولاً امکان بحث و گفتوگو را بر روی هر جزء از فعالیتهای مجازی یک شخص، برای مشترکین او فراهم میکنند. به همین دلیل، امروزه ارسال یک لینک، میتواند به اندازهی نوشتن یک یادداشت اهمیت داشته باشد. این روزها دیگر همان اندک تعلق لینکهای روزانه به وبلاگ هم بسیار کمرنگ شده است.
و اما آخرین ضربه!
گاهی پیش میآید که یک تغییر کوچک در جزئیات یک سرویس اینترنتی، تحولات بزرگی ایجاد میکند. این روزها استفاده از فید و خروجیهای متنی، کاملاً رایج شده است و به تبع آن، استفاده از خبرخوانهای آنلاین. زمانی که خبرخوان محبوب گوگلریدر، دکمههای «به اشتراکگذاری محتوا از هر جا» را به کاربرانش هدیه داد، استفادهی غیر رسمی از Shared Items گوگلریدر به عنوان پیوندهای روزانه، رسمیت یافت.
احتمالاً شما هم با وبلاگهایی مواجه شدهاید که ستون قدیمی پیوندهای روزانهشان را با خروجی اشتراکی عوض کردهاند. شاید یک تیر و دو نشان باشد. به این ترتیب هم یادداشتهای مهم وبلاگها و هم مطالب مهم یا جالب از دیگر سایتهای اینترنتی لینک میشوند.
خب مثل اینکه یک تحول جدید دیگر هم دارد اتفاق میافتد. اجازه بدهید ببینم...
***
راستش فکر میکنم در این سالها اخلاق اجتماعی وبلاگنویسها خیلی بهتر شده است؛ بیشتر سلام میکنند، لینک میدهند و لینکهایشان را به جای تنگنظری با وسواس انتخاب میکنند. لینکهای روزانه هم کار خودشان را خوب بلدند. سلام و علیکهای انرژیبخش، روح سیال جامعهی وبلاگی ما هستند.

1 نظر
نظرات