فصد خون غرب تهران

ساعت‌ساز نابینا

📝 ‍ سر انجام یک روز می میریم. و این از ما یک خوش شانس می سازد. اغلب انسان ها هرگز نمی میرند، زیرا آنها هرگز به دنیا نمی آیند. تعداد انسان هایی که می توانستند اینجا به جای من باشند، اما در واقع نیستند و هرگز روشناییِ خورشید را نخواهند دید، از شن های صحرای عربستان هم بیشتر است. مطمئناً در میانِ آن “زاده نشده ها” شاعرانی بزرگتر از آنها که می شناسیم، و دانشمندانی بزرگتر از نیوتون وجود دارد. ما از این واقعیت آگاهیم زیرا که مجموعه انسان های ممکنی که دی ان ایِ ما اجازه وجودشان را می دهد، بسیار بسیار بیشتر از انسان های فعلی است. برخلافِ این احتمالات گیج کننده، من و شما اینجا هستیم، بی هیچ مشکلی. ما آن اندک ممتازانی هستیم که شانسِ تولد را بر خلاف تمام احتمالاتِ دیگر پیدا کردیم. چگونه می توانیم از بازگشتِ اجتناب ناپذیرمان به آن حالتِ پیشین نالان باشیم، حالتی که اکثریت هایی عظیم هیچوقت از آنجا جُم نخورده اند؟
‌‌
👤 ریچارد داوکینز

🔰 آشنایی با افکار ریچارد داوکینز در کتاب ساعت‌ساز نابینا


نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری