فصد خون غرب تهران

قرار ما این بود؟

فکر کن خیلی هم دور نه، همین سی سال پیش که خیلی‌ها توی خانه‌شان تلفن ثابت هم نداشتند، بابا و مامان‌های ما وقتی که دلشان برای دوست و آشنا تنگ می‌شد، شال‌وکلاه می‌کردند و پا می‌شدند از این سر شهر می‌رفتند آن سر شهر سرزده و بدون هیچ تشریفاتی.

اگر صاحبخانه منزل بود، دیداری تازه می‌کردند و اگر هم نبود چند دقیقه‌ای همان‌جا می‌نشستند و بعد با یک تکه گچ روی در می‌نوشتند: آمدیم نبودید رفتیم..

حالا بچه‌های همان بابا و مامان‌ها همگی توی جیبشان گوشی تلفن همراه دارند که می‌توان در هر ساعت از شبانه‌روز در هر کجای جهان رهیابی‌شان کرد. اما خودشان را last seen recently می‌کنند که دوست و فامیل و آشنا یک‌وقت در ساعت خواب و بیداریشان فضولی نکنند و خیلی‌هایشان هم تلگرام‌های انگولک‌شده‌ای دارند که اگر یک‌وقت برایشان نوشتی “سلام چطوری؟”، پیام شما دو تا تیک نخورد که مبادا مجبور باشند جواب سلامت را بدهند.

مگر قرار نبود این وسایل ارتباطی ما را با هم بیشتر دوست کند؟ مگر قرار نبود به هم نزدیک‌تر بشویم؟ پس چرا این‌طوری شدیم؟
عصر ارتباطات، ارتباط آدم‌ها با هم را آسان‌تر کرده اما بهتر؟ نه..


نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری