فصد خون غرب تهران

یکی از چیزهایی که آدم‌ها را

یکی از چیزهایی که آدم‌ها را دیوانه می‌کند همین انتظار کشیدن است مردم تمام عمرشان انتظار می‌کشیدند انتظار می‌کشیدند که زندگی کنند، انتظار می‌کشیدند که بمیرند توی صف انتظار می‌کشیدند تا کاغذ توالت بخرند توی صف برای پول منتظر می‌ماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صف‌های درازتر می‌رفتند صبر می‌کردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر می‌کردی تا بیدار شوی انتظار می‌کشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن می‌شدی منتظر باران می‌شدی و بعد هم صبر می‌کردی تا بند بیاید منتظر غذا خوردن می‌شدی و وقتی سیر می‌شدی باز هم صبر می کردی تا نوبت دوباره خوردن برسد توی مطب روان‌پزشک با بقیهٔ روانی‌ها انتظار می‌کشیدی و نمی‌دانستی آیا تو هم جزء آن‌ها هستی یا نه

چارلز بوکوفسکی
عامه پسند ترجمه پیمان خاکسار

لینک سفارش این کتاب

جامعه‌شناسی


نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری