ما یک فرهنگ مداوم داریم

ما یک فرهنگ مداوم داریم. ما همان کسانی هستیم که کاخ پاسارگاد و ستون‌های تخت‌ جمشید به دست ما بنا شده است و بر صخره بیستون تاریخ نگاشته‌ایم و در ضمن، همانی هستیم که زیباترین کاشی‌ها را در مسجد شیخ لطف‌الله به کار گرفته‌ایم؛ معماران ما، اصفهان را نصف جهان کرده‌اند. این تدوام فرهنگی و نه گسستگی فرهنگی است. ما همیشه بوده‌ایم؛ گاهی به اجبار خاموش شده‌ایم اما نمرده‌ایم به موقع سربرافراشته‌ایم و گل کاشته‌ایم، ما با زنده نگاه داشتن آئین‌هایمان نگذاشته‌ایم ریشه‌هایمان خشک شود.

ما در بدترین شرایط، ریزه‌‌کاری‌های فرهنگمان را در آغوش فشرده‌ایم، از جانمان شیرش داده‌ایم تا همچنان بماند و ببالد. از میان ما فردوسی‌ها سر برافراشته‌اند. فردوسی، پیکرتراش پیری که پیکر فرهنگ و هویت ایران را چنان خوش تراشید که سرما و گرما بر آن خلل وارد نکند و تیشه‌ای کارگرش نشود و اگر خراشی برداشت ما و شما ترمیمش کردیم و می‌کنیم. ما همگی مانای فردوسی را به نحوی در خود داریم؛ این مانا در دست من و شما می‌گردد.

ژاله آموزگار


نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری