فصد خون غرب تهران

نوشته دکتر کزازی درباره سوزش زاگرس

سبزی، سرخی، سیاهی انگیزه و خاستگاه هرچه باشد؛ ناپروایی و خامدستیِ گردشگران، آزمندی و سودجویی، ناکارآمدی ِدست اندرکاران، نبودِ ابزارهای بایسته، دشمنی و ستیزه‏ی هستی‏ سوز و خانْ و مان‌ْ برانداز با بومْ زیست، هرآینه، دریغی است بزرگ و دردی شکیب شکن و سوگی سهمگین که درختستان‏ ها و بوته زارهای ایران، دستخوش آتشی سرکش، فرو می‏سوزند و از میان می‏روند

بدین سان، سرمایه‏ هایی سترگ و گنجینه‏ هایی گران که در درازای سده‏ ها و گاه نیز هزاره‏ ها فراهم آمده است، در زمانی بس کوتاه، تباه می شود
آری، دریغا دریغ

“سبزی” را که نشان ِدرخشان ِشکوفانی و آبادانی است و برترین برهان هستمندی و زندگانی، اژدهای “سرخی” به کام درمی‏کشد و در فرجام، مگر”سیاهی”؛ سیاهی ِمرگ و نابودی، برجای نمی نهند

میر جلال الدین کزازی


نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری