فصد خون غرب تهران

پرسش های نابخردانه

مردم از روی عادت چیزهای می‌پرسند که نابخردانه است. وادارت می‌کنند پاسخ‌های نابخردانه مانند پرسش‌هایشان بدهی… مثلاً از تو می‌پرسند کارَت چیست؟ نه اینکه چه کاره می‌خواستی باشی. می‌پرسند صاحبِ چی هستی؟ نمی‌پرسند چه از دست داده‌ای.

از تو دربارهٔ زنی که با او ازدواج کرده‌ای می‌پرسند، نه دربارهٔ آن زنی که دوست می‌داری. از اسمت می‌پرسند نه اینکه کدام اسم برازنده‌‌ات است. می‌پرسند چند سالت است؟ نمی‌پرسند چقدر این عمر را زندگی کرده‌ای. از تو می‌پرسند ساکن کدام شهری؟ نمی‌پرسند کدام شهر تو را ساکن (آرام) می‌کند. از تو می‌پرسند آیا نماز می‌خوانی؟ نمی‌پرسند آیا از خدا می‌ترسی.

عادت کرده‌ام به این سوال‌های جواب سکوت بدهم. هرگاه ساکت شویم، دیگران را مجبور می‌کنیم که خطای خود را بفهمند.

احلام مستغانمی 

پی نوشت : احلام مستغانمی اولین نویسندهٔ زن ادبیات عرب است که کتاب هایش به زبان انگلیسی ترجمه شده اند.


نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری