گفتگوی یوزف و نیچه در خصوص ازدواج

یوزف: ولی من نمیتوانم آزاد باشم. پیمان مقدس زناشویی بسته ام و درقبال فرزندان خود وظیفه دارم…

نیچه: برای تربیت فرزندان نخست باید خویشتن را بسازی، وگرنه فرزندانی تنها برای برآوردن نیازهای حیوانی،گریز از تنهایی یا پر کردن حفره های وجود، به دنیا آورده ای

وظیفه تو به عنوان پدر، تنها تربیت خویشتنی دیگر، یوزفی دیگر نیست بلکه برتر از آن و همانند آفریدن یک آفریننده است..و همسرت

فکر نمیکنی او هم مثل تو در این زندگی زناشویی به اسارت درآمده؟

زندگی زناشویی نباید زندان، بلکه باید باغی باشد با بذری برتر. شاید تنها راه حفظ زندگی زناشویی تو، ترک آن باشد

یوزف: من پیمان مقدس زناشویی بسته ام

نیچه: بله پیوندی بزرگ است. این موضوع که دو نفر تا ابد عاشق بمانند، سترگ و مقدس به نظر می رسد، ولی…

نیچه سکوت کرد و یوزف پرسید:
ولی چه؟

نیچه با لحنی خشن گفت:

زناشویی مقدس است، ولی شکستن این پیمان، بهتر از شکسته شدن توسط آن است

#رستانامه_حسن_ناصری


نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری