فصد خون غرب تهران

فروختن بهشت

در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آنخود می‌کردند

فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می‌برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد

به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت قیمت جهنم چقدر است؟کشیش تعجب کرد و گفت جهنم؟ مرد دانا گفت بله جهنم. کشیش بدون هیچ فکری گفت ۳ سکه مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت لطفا سند جهنم را هم بدهید کشیش روی کاغذ پاره ای جهنم را به نام فرد کرد و سند را به او داد مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد .

به میدان شهر رفت و فریاد زد من تمام جهنم را خریدم این هم سند آن است دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نمی‌دهم، بروید و خوش باشید .

نام آن مرد مارتین لوتر بود.


نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری