فصد خون غرب تهران

ثروتمندزاده اى در کنار قبر پد

ثروتمندزاده اى در کنار قبر پدرش نشسته بود و در کنار او فقیرزاده اى که او هم در کنار قبر پدرش بود

ثروتمندزاده با فقیرزاده مناظره مى کرد و مى گفت صندوق گور پدرم سنگى است و نوشته روى سنگ رنگین است
مقبره اش از سنگ مرمر فرش شده و در میان قبر، خشت فیروزه به کار رفته است، ولى قبر پدر تو از مقدارى خشت خام و مشتى خاک، درست شده، این کجا و آن کجا؟

فقیرزاده در پاسخ گفت
تا پدرت از زیر آن سنگ هاى سنگین بجنبد، پدر من به بهشت رسیده

حکایت هایی از سعدی

مطالب خواندنی


نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری