فصد خون غرب تهران
سئو
برزگران
تبلیغات
طراحی سایت

هرچند که هرگز نرسیدم به وصالت

Rate this post

هرچند که هرگز نرسیدم به وصالت
عمری که حرام تو شد ای عشق حلالت

طاووسی و حُسنت قفس پر زدن توست
ای مرغ گرفتار چه سود از پر و بالت

زیبایی امروز تو گنجی ابدی نیست
بیچاره تو و دلخوشی رو به زوالت

مانند اناری که سر شاخه بخشکد
افسوس که هرگز نرسیدی به کمالت

پرسیدی‌ام از عشق و جوابی نشنیدی
بشنو که سزاوار سکوت است سؤالت

یک بار به اصرار تو عاشق شدم ای دل
این‌ بار اگر اصرار کنی، وای به حالت

فاضل نظری

Rate this post

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری